برای سوختهدل بستر و مزار یکیست
تمشک ترش لب و تُنگ زهرمار یکیست
تفاوتی نکند اشک و بغض و هقهق ما
مسیر چشمه و سیلاب و آبشار یکیست
هنوز گردهی سهراب سرخ مثل عقیق
هنوز رسم پدرسوز روزگار یکیست
هنوز طعنه به جان میخرد زلیخا و
هنوز بر در کنعان امیدوار یکیست
هزار بار دلم سوخت در غمی مبهم
دلیل سوختنش هر هزار بار یکیست
حرام باشد اگر بی وضو بغل گیرم
که قوس پیکرهی برنو و دوتار یکیست
شبی ترنج به بر میکشد شبی حلاج
شکایت از که کنیم ای رفیق! دار یکیست
دو مصرعاند، دو ابرو، شکسته نستعلیق
میان هر غزلی بیت شاهکار یکیست
به دست آنکه نوازش شدیم تیغ افتاد
دلیل خونجگریِ من و انار یکیست
به دشنهکاریِ قلبم برس! ادامه بده!
خدای هر دوی ما انتهای کار یکیست
حامد عسکری
گیرم که به هر حال مرا بردهای از یاد
گیرم که زمان، خاطرهها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی؛ نه شنیدی؛ نه تو بودی..
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی
یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی
یک ذره دلت تنگ نشد خانهات آباد
این بود جواب من دل خستهی عاشق
شیرین رقیبان شدهای از لج فرهاد
باشد گلهای نیست خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد
- محمدرضا نظری
- دور از رویت دور از صدایت
شادی نایاب است؛
با این با تو بیگانه ماندن
رودم تالاب است ..
خَمود ؛
نهايتا دل به جایی میرسد كه دو راه بيشتر ندارد: يا بايد خون شود يا سنگ..
دل من خون شد و دل او خبر ندارد..
خَمود ؛
رفیقم کجایی..
یه درد عمیقو یه تیزیه تیغو
یه قلب مریضو یه آه غلیظو
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی
Mohsen ChavoshiMohsen-Chavoshi-To-Dar-Masafate-Barani-320.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
- تو در مسافت بارانی
و غم درشکه ای از اشک است؛
و اشک شیهه ی کوتاهی ..
خَمود ؛
رفیقم کجایی..
من بی تو غریبم چو زانی طبیبم
چه درد گرانی تو کردی نصیبم
نچو نازنینم قرارم نمینه
له ای نیمه گیانه مگر دی چه منیه