eitaa logo
کوچه‌شهدا -!'🇵🇸
214 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
3.5هزار ویدیو
63 فایل
'بسم‌الرب‌العشق' دلتنگی حد و مرز ندارد هر جایِ دنیا هم که باشی تو را به سمت خود میکشاند و زمینت میزند‌ و چه زمینی بهتر از مزار شُهدا...🫀🌿 -اینجا،کمی‌برای‌رفع‌دلتنگی‌ها(: کانال رو به دوستانتون معرفی کنین👀 کپی؟حلالت‌(:🤍 ارتباط با ادمین @nazerdoost
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ شهیدمحمودغلامی در مورد و خیلی حساس بود و ترسی نداشت.با افرادی که مزاحم خانم ها می شدند برخورد میکرد.یک بار به او گفتم :"تو چکار داری، اینها خودشون پدر و مادر دارن، می تونن جلوشون را بگیرن. ممکنه یه بلایی سرت بیارند.گفت: در حدی که بر من است امر به معروف و نهی از منکر کنم فرقی نمی کند چه اتفاقی چه می افتد! باید امر به معروف و نهی از منکر کرد. (ع) برای همین شهید شد. -🌱- °°°°°°°°°°°°°°° { @amrBEmaroof_313 }
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
. 🎥استوری برگرد آقا کوفه جای آمدن نیست😔 مخروبه‌های شهر جای یاسمن نیست🥀 🖤
هدایت شده از گالری انگشتر سفیر
حاج‌آقـامجتهدی👌
هدایت شده از منهاج؛ART
. (س) (ع) . خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزد با تو آن قدر بگویم جگرم می سوزد جگرم سوخت ولی از اثر زهر نبود جگرم از غم مادر-پدرم می سوزد لحظه ای هم نرود از نظرم آتش در دائما فاطمه،پیش نظرم می سوزد زینب از غم من اشک مریز و بنگر وز غم کرب و بلا چشم ترم می سوزد فکر گودالم و زانوی حرامی به کمر خواهر از غصه ی آن تن،کمرم می سوزد می کشد شمر سرش را به روی خاک زمین من به یاد سر پاشیده،سرم می سوزد @menhajj_art
🔹چشماش مجروح شد و منتقلش کردن تهران 🌷محسن بعد از معاینه دکتر پرسید: آقای دکتر مجرای اشک چشمم سالمه؟ میتونم دوباره با این چشم گریه کنم؟ دکتر پرسید:برای چی این سوال رو می پرسی پسر جون؟ محسن گفت: چشمی که برای علیه‌السلام گریه نکنه به درد من نمی خوره!
🔹چشماش مجروح شد و منتقلش کردن تهران 🌷محسن بعد از معاینه دکتر پرسید: آقای دکتر مجرای اشک چشمم سالمه؟ میتونم دوباره با این چشم گریه کنم؟ دکتر پرسید:برای چی این سوال رو می پرسی پسر جون؟ محسن گفت: چشمی که برای علیه‌السلام گریه نکنه به درد من نمی خوره!
خدا رحمت کنه مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رو می‌گفت توی تهران یه جوونی بود تمام جوونیش مشغول لهب و لعب و فسق و فجور بود یه مادر مومنه‌ای داشت همسایه‌ها از دستش عاصی شده بودند هرچه شکایت می‌کردند او متنبه نمی‌شد مادره به حالت احتضار افتاد گفت پسر بعد مرگ پدر، عوض اینکه تو قیّم من باشی آبرو منو بردی همه جا حالا دارم می‌میرم اما یه خواهش ازت دارم اونم اینه هر کاری کردی لااقل احترام پرچم حسین رو نگه دار الله اکبر مربی یعنی اینا بدون کجاها رگ خواب توئه از همون جاها هشدار بده پسرم هرجا دیدی پرچمی افتاده بردار ،ببوس ، به چشمات بگذار انشاءالله این کارت عاقبت خیرت می‌کنه مادره مرد... جوونه روی حس غیرت مادری هرجا می‌دید یه پرچمی آویزونه میومد می‌بوسید مؤدبانه از زیرش رد می شد تو دسته اگه می‌دید بچه‌ها پرچم برداشتند پرچم داره خاکی میشه می‌بوسید، خاک‌هاش رو به چشمش می‌مالید می‌گفت خدایا به صاحب این پرچم کمکم کن ، توبه کنم وقتی از دنیا رفت همه به اسم یه فاسق و فاجر می‌شناختندش میرزا می‌گفت خواب دیدندش دیدن ملائکه غلاظ و شداد کشون کشون دارند می‌برندش از خونه قبر بیرون آوردندش کتک زنون دارند می‌برندش دید وسط یه بیابان برهوت ، تاریک یه خیمه‌ای می‌درخشه همین که نزدیک اون خیمه رسید دید یه پرچمی روی اون خیمه نصبه یه نگاه کرد دید نوشته السلام علیک یا اباعبدالله طبق عادت همیشگیش دست رو سینه گذاشت سلام کرد پرچم رو می‌خواست ببوسه اجازه ندادند از این سر و صدا و همهمه صاحب خیمه بیرون اومد اصلاً نمی‌شناسه خیمه مال کیه دید تا صاحب خیمه بیرون اومد این ملائکه مؤدب ایستادند فرمود چه خبره گفتند آقا این پروندشه اینجا می‌خواست توقف کنه ما نگذاشتیم حضرت فرمود پروندش رو ببینم پروندش رو که نگاه کرد مرحوم میرزا می‌گفت ابی عبدالله سرشون رو تکون داد کنایه از اینکه این چه نامه ی عملیه بعد پرونده رو که بست این جوونه نگاه کرد ، دید رفتار دو ملک باهاش عوض شد دیگه خبری از اون گرزهای آتشین نیست کشون کشون دیگه نمی‌برندش یه سوال کرد گفت این خیمه مال کی بود گفتند مال ارباب عالم حسینه رفتارتون چرا با من فرق کرده؟؟؟ نامه عملم رو ببینم تا نامه رو باز کرد دید پایان اعمالش ابی عبدالله یه جمله نوشته یٰا مُبَدّلَ السَّیئاتِ بِالحَسَنات یعنی یه نگاه کنه تمومه آقا جان برای شما که کاری نداره یه نگام کنی منم قاطی خوبات میرم سر سفره می‌نشینم...😭