عـ♡ـشــقیعنی...『LAVEISS』
اشاره ای به لباسای که پوشیده بودم کرد و با خنده گفت :_شلوار باباتو پوشیدی؟ با صدای خنده بقیه با خج
باورم نمیشد #عشقبچگیم کسی که سالها دنبالش گشتم و پیداش نکردم برگشته بود.
#ناباور دستم و جلوی دهنم گذاشتم و اجازه دادم #بغض چندین و چند سالم بترکه...
همینطور که با صدای بلند #گریه میکردم محکم منو به #آغوشش فشرد و کنار گوشم لب زد:
_کجا بودی #نفس من...مگه نمیدونستی نفسم به نفست بنده؟
قبل اینکه بتونم حرفی بزنم چشمام تار شد و #سیاهیمطلق...😭💔
https://eitaa.com/joinchat/1422131222C528f8e0905
#کسیکهبزورقرارزنشبشهعشقبچگیشه👆😭
عـ♡ـشــقیعنی...『LAVEISS』
اشاره ای به لباسای که پوشیده بودم کرد و با خنده گفت :_شلوار باباتو پوشیدی؟ با صدای خنده بقیه با خج
باورم نمیشد #عشقبچگیم کسی که سالها دنبالش گشتم و پیداش نکردم برگشته بود.
#ناباور دستم و جلوی دهنم گذاشتم و اجازه دادم #بغض چندین و چند سالم بترکه...
همینطور که با صدای بلند #گریه میکردم محکم منو به #آغوشش فشرد و کنار گوشم لب زد:
_کجا بودی #نفس من...مگه نمیدونستی نفسم به نفست بنده؟
قبل اینکه بتونم حرفی بزنم چشمام تار شد و #سیاهیمطلق...😭💔
https://eitaa.com/joinchat/1422131222C528f8e0905
#کسیکهبزورقرارزنشبشهعشقبچگیشه👆😭