یجورایی مزخرفه.
تنهایی درس میخونم، بدون اینکه صدای کسی رو بشنوم.
تنهایی غذا میخورم و فقط صدای قاشق چنگال خودمو میشنوم.
تنهایی کارامو انجام میدم، نه کسی رو میبینم و نه وجود کسی رو حس میکنم.
تنهایی ظرفا رو میشورم به صدای برخورد شون به هم گوش میدم.
وقتی داشتم میرفتم تو اتاق پام خورد به جاروبرقی و تنهایی صدایی که بعد چند ساعت شنیدم صدای آخ خودم بود و جالبتر اینجاس که از صدای خودمم تعجب میکنم.
یکم مداحی میزارم، یکم دعا میزارم همین طور که کار میکنم باهاش میخونم، یکم میرم لب پنجره.
ولی چقد دیگه ؟ تازه وسط روزه و هنوز خیلی مونده تا تنهاییم تموم بشه، تازه اون موقع هم کسی حرفی برای گفتن به من نداره چون همه میرن میخوابن.
دیگه هیچ ایدهای برا خوشحال کردن خودم ندارم. منم آدمم.
٫ مَهجور ٫
یجورایی مزخرفه. تنهایی درس میخونم، بدون اینکه صدای کسی رو بشنوم. تنهایی غذا میخورم و فقط صدای قاشق
اوکی حرفمو زدم، سبک شدم.
حالا بیا ناراحت نباشیم وُ بریم ادامهش : ]
خاک عالم تو سر من.
حالا من یادم رفت این چند شب نمازشبُ یادآوری کنم، شما چرا چیزی نمیگین ؟؟💘