گوشیم رو سایلنت بوده، بابام یه ساعت پیش زنگ زده بود. زنگ تفریح بهش زنگ زدم، بچها از اینور وایساده بودن میگفتن حانیهه :)))) با کی داری حرف میزنی، شیرینی بیااار فلان.
گفتم خفه شین بابامه.
همون موقع بچها : حانیههه دوس پسرت دم در مدرسه منتظرتههه بدو برووو
بعد من :
همه این عکسا و فیلم رو یواشکی گرفتم که بدبخت نشم، بخاطر همین کیفیتش خیلی خوبه و از خیلی جاهای خفنش هم نتونستم عکس بگیرم 🥲