هدایت شده از . بۍنهایت ؛
خب بچه ها ..
میدونین که من عاشق جمع کوچولو و صمیمیم ، ولی چند نفری هم دوست داشتن بیان پیشمون و خب طبیعتا من دوست دارم هرکس که دلش میخواد اینجا باشه ، بیاد کنارمون . البته که اینجا هیچ خبر خاصییی نیست ولی خب به احترام شما بی نهایت تا 24 ساعت عمومی و پذیرای شما قشنگاست 💙.
- ممنون میشم ادمینا فور کنن پیامم رو تا هر کس که میخواسته عوض شه بیاد پیشمون :)
امتحان زبان داشتیم، برگه رو گذاشتن جلوم گفتم عههه مگه گرامر هم باید میخوندیم ؟ :))))
همون دبیر پایههه، گفت ساعت خوااب، بچها این دفعه حانیه کامل نمیشه
کل کلاس سر من شرط بستن که کامل میشم.
الان کامل شدم بچها میخوان به زور از دبیر مون بستنی بگیرن، اینم زیر بار نمیره میگه غلط بکنم سر حانیه نباید شرط بست.
ولی ازش میگیرن😔😂
اومدم سوار ماشین بشم، حواسم نبود درو باز کردم خورد به ماشین کناری.
دیدم آقای اعلایی اومد گفت خوبی حانیه خانم ؟
ماشین اون بود :))))))))))))))))
بعد من اینجوری بودم که : آقای اعلایی دیگه چخبرر ؟ شما خوبین خانواده خوبن :))))))))))
واقعاً چرا مردا هیچ وقت خودشونو مقصر نمیدونن.
مامانم تو قوطی سس گورجه وایتکس کرده بود.
بابام نفهمیده اومده گذاشته تو یخچال.
منم الان در آوردم زارت ریختم رو غذا، نصفش رو خودم ریخته شد، بابام داره منو دعوا میکنه داد میزنه تو نگاش نمیکنی مگه ؟
میخواستم بهش بگم جنابعالی که برداشتی گذاشتی تو یخچال نگاش نکردی مگه ؟ اگه تو یخچال نبود منم قطعا با سس اشتباه نمیگرفتم. ولی چی کار کنم که باباعه.
بعدم غذای منه، لباس منهه، چرا شلوغش میکنی مرددد. اه ناراحت شودم.
گرچه باغ من از درخت تهیست
در سرم فکر کاشتن دارم
شعر را، عشق را، مکاشفه را
همه را از نداشتن دارم ..
- یاسر قنبرلو
بابام اومده میگه راجب دانشگاه حرف نزن فقط همینجا میری، نمیزارم جایی بری.
گفتم پدر من، چی میگیی من اینجا دارم زحمت میکشم 😭😂
ولی گودرت من و مامانمو بریزیم رو هم، راضی میشه 😔