گرچه باغ من از درخت تهیست
در سرم فکر کاشتن دارم
شعر را، عشق را، مکاشفه را
همه را از نداشتن دارم ..
- یاسر قنبرلو
بابام اومده میگه راجب دانشگاه حرف نزن فقط همینجا میری، نمیزارم جایی بری.
گفتم پدر من، چی میگیی من اینجا دارم زحمت میکشم 😭😂
ولی گودرت من و مامانمو بریزیم رو هم، راضی میشه 😔
وای شرفم رفت:)))))))))))))
اومدیم فست فودی پسرعمم داداشمو برداریم بریم خونه، جدیداً اونجا کار میکنه.
پشت پیشخوان وایساده بود من رفتم داخل نوشابه بگیرم، بهش گفتم جنااب ببخشید یه نوشابا میدین ؟
اونم فاز گرفته بود بفرمایید خانوم زیبااا
پسرعمم وایساده بود میخندید به داداشم میگفت با مشتری لاس نزن بچه
بعد کارتو دادم داداشم بکشه، رمزو بهش گفتم بعد داداشم خیلی با ناز و عشوه میگفت بفرماییدد ، بعد منم مسخره بازی در آوردم گفتم عیجاان عیجاااان لطفا دست تونو از رو کارت بردارین دیگهه یه وقت دست تو دست نشه
یهو شنیدم صدای صاف کردن گلو از پشت سرم اومد، وااای آقاعه جدی جدی فکر بدی کرده بود از شدت معذب بودن سرفه کرد.
بعد من برگشته بودم سمت داداشم خودمو گرفته بودم نخندم، داداشمم سعی میکرد نخنده به طرف گفت بفرمایین.
بعد من میخواستم برم تو ماشین داداشم بلند گفت خواهر قشنگمم برو الان میام، که آقاعه منحرف نشهه
خیلی سم بووود
بلند شو وُ برو.
مهم نیست اگه نمیرسی، چیزی که اهمیت داره اینه که تو شجاعت "بلند شدن" رو داشتی.
یواش یواش که راه بیفتی به این نتیجه میرسی که اصلاً اون مقصدی که بخاطرش راه افتادی، اشتباه بوده و جادههای سرنوشت تو رو به جایی که بهشون تعلق داری، میبرن.
پس شجاع باش وُ رها کن ثابت موندنُ.
همیشه وقتی عصبانی یا ناراحتم اتاقمو مرتب میکنم، پس اگه دیدین همهچی سر جاشه بدونین من سر جام نیستم.
متاسفانه بعد ۱۸ سال هنوز بعضیا متوجه نشدن.