٫ مَهجور ٫
وای همین الان از سر جلسه زبان اومدم بیرون. یه اسپیکره برای هر سه تا پایه باید سه بار پخش میکردن، یک
واقعا چجوری میتونی لیسنینگ رو خوب بدی ؟ :))
من حتی نمیتونم تشخیص بدم الان این حرفای نامعلومی که داره میزنه مال کدوم سواله.
تازه من حتی پاراگراف نویسی ام بلد نیستم :))
٫ مَهجور ٫
واقعا چجوری میتونی لیسنینگ رو خوب بدی ؟ :)) من حتی نمیتونم تشخیص بدم الان این حرفای نامعلومی که دار
دورت بگردم خبب، تمرین کنی یاد میگیری غصه نداره کهه.
نتیجهی کلاس زبانه هیب.
٫ مَهجور ٫
ای کاش من مغز حانیه رو تو زبان و ریاضی داشتم.
منم تو رو تو دینی به شدت نیاز دارم😭😂
٫ مَهجور ٫
ولی فردا امتحان تاریخ دارم و هنوز سه تا درسم مونده. :))
ایشالا که عالی میدییی
٫ مَهجور ٫
بگو به من
آخر تو کجای این جهانی،
که همیشه جایت خالیست اما با منی..
- ویان.
اوه.
بگذار دقیق نگاهت کنم، با جزئیات..
بله، شکّم به یقین تبدیل شد که تو برخلاف آنچه میگویند وُ میپنداری، از نزدیک زیباترینی.
من شیفتهی جزئیاتم، همان جزء به جزء هایی که هیچکس آنها را نمیبیند یا بیتفاوت از کنارشان میگذرند.
همیشه بر این باور بوده وُ هستم که تمام زندگی انسانها بر پایهی عینکی که به چشمان شان میزنند، بنا میشود. همان عینکی که با آن دنیای اطراف شان را میبینند وُ در آن روزگار میگذرانند.
زیبایی یا زشتی، دوری یا نزدیکی، لبخند یا تلخند همه وُ همه از همان عینکی که خودمان انتخاب کردهایم، نشأت میگیرد.
چقدر کمیاب وُ دست نیافتنیاند آدم هایی که عینک شان به ذرهبین میماند وُ نگاه شان مملوء از یکرنگیِ بیدریغ است، حتی در میان این همه رنگارنگی صفحهی دنیا. آدم هایی که زیبایی از نگاه شان میبارد در حالی که شاید واقعاً هیچ چیز زیبا نباشد، اینها همان کسانیاند که جهان ما را زنده نگه میدارند ؛ وگرنه اگر دنیای مان توسط کسانی که در تاریکی شب، عینک آفتابی بر چشم نهادهاند وُ از نبودِ تلألو خورشید گلایه میکنند، در حالی که مشکل از انتخاب خودشان است، احاطه میشد باید همه چیز را رها میکردیم وُ به کهکشانها پناه میبردیم!
شیشهی عینکت را پاک کن، فریم عینکت را عوض کن، اصلا عینک ته استکانی بر چشمانت بزن وُ بگذار مسخرهات کنند اما نگاهت را بیارزش مکن، چشمانت سزاوارتر از آنند که زشتیها بر آن بوسه زنند.
حالا بگذار دوباره ببینمت..
چه چشمان نافذی که از پشت شیشهی عینک هم بیتمثیل است. چه شد تعجب کردی؟ گمان کردی بعد از تمام این حرفها میخواهم راجب عینکت نظر بدهم؟
نه، نه. عینک من دقیق ترین است که میتواند از پشت این شیشه، آن مویرگ های سرخ چشمانت را هم ببیند.
راستی.. گفته بودم "جزئیات" برایم قابل ستایشاند ؟
- به وقت : 1402/10/4 ، 2:57 .
#ویان