٫ مَهجور ٫
قسم به همین شب، که غم آدما رو رنگ پریده میکنه.
پتوم خیلی هم قشنگه، مامانم میگه زشته، بهم میخنده.
ولی گفته بودم وقتی ناراحتم نگاه بقیه برام مهم نیست ؟
علیرضاقربانی.Alireza Ghorbani Delem Gerefte Baradar - (320).mp3
زمان:
حجم:
9.4M
برای خستگی من، برای خستگی تو..
پ.ن: فقط این حق غم امشبُ ادا میکنه.
" يا مَن هُوَ أقرَبُ إلَيَّ مِن حَبلِ الوَريد "
همیشه میخونم، اما تا حالا باورش کردم؟
مشکل از خودمونه که نمیبینیم.
٫ مَهجور ٫
کاغذ بردم مدرسه با بچها نشستیم ستاره درست کردیم : ) ) )
همه رو سرگرم کردم، بچها میگفتن حانیه برا ولنتاین داره درست میکنه
من : شایعه پراکنی نکنین لاشعوراا
ولی سر همین خیلی سر به سرم گذاشتن.
زنگ زبان با همون معلم جوونه داشتیم، مهدیس حواسش نبود خنجم زد داشت میگفت ببخشید و اینا بهش گفت تو و کناریت خیلی حرف میزنین. گفتم عه؟ حالا من شدم کناریت؟ میگیرم میخوابم اصلا.
یه سوال پرسید هیچ کس جواب نداد من همین طور که سرمو گذاشته بودم رو میز جواب دادم، گفت تو حرف نزن بگیر بخواب نمیگفتی هم خودم میگفتم.
بچها داشتن میخندیدن.
دوباره یه چیز دیگه شد من جواب دادم باز گفت کی گفت تو حرف بزنی؟ نمیخوام
بچها میگفتن خانم توروخدا بخواین🤣
میگفت نه حانیه رو نمیخوام
بچها میگفتن خانم کم کم دارین حانیه رو ناراحت میکنینا
مهدیس گفت نه بابا این به چپش هم نیس کتابش افتاده کف کلاس عین خیالش نیست دیگه چه برسه به حرفای خانم زمان پور
منفجر شدن کلاس + خنده های خانم زمان پور*
یادم رفت بگم، امروز از اون روزا بود که برای پاک کردن اشک دستمال کافی نبود.
در نتیجه با آستینم صورتمو تمیز کردم.