کلی عکسای ستینیتتسیتس از امروز دارم ولی بخوام همشو بزارم خیلی زیاد میشه پس تا تجربه های بعدی بدرود 😭
گفته بودم عاشق والم ؟ : )
اصلا یجور دیگه دوسش دارم.
میدونی..
صبوره، صبور.
آروم وُ ساکته.
با تموم بزرگ بودنش، ترسناک نیست.
چشمای غمگینی داره، انگار غم دریا رو ریختن توش.
اما باز هم لب باز نمیکنه، آخه میترسه چیزی بگه وُ از تُن صداش ماهیها بترسن.
بخاطر همینه که درداشو میریزه تو خودش اما نمیزاره اطرافیانش ازش برنجن.
مهربون، مهربون، مهربون.
تا ابد.
دیگه ویان هم قشنگ نیست.
اصلا چرا یه اسمی به این نازیبایی انتخاب کردم؟
میدونم اگه عوضش کنم کسی منو نمیشناسه، پس چه فکر خوبی.
کاش تو دنیای واقعی هم با یه عوض کردنِ اسم برای همه غریبه میشدم.
سُها [ Soha ] : به معنای فراموش شده.
اسم کم نورترین ستارهی صورت فلکیه.
منم که تا ابد مست ستارهها : )
چرا انقد دانش آموز بدیام ؟
بازم دیر رسیدم به مدرسه، زنگ درو زدم مدیرمون باز کرد.
نمیدونست به دیر اومدنم گیر بده یا گوشی تو دستم. گفت چرا انقد دیر ؟
گفتم نمیدونم دیر شد، ببخشید
رفتم. اون هنوز اونجا وایساده بود.
راستش امروز حالم خوب نیست، دلم میخواد از همه چیز وُ همه کس دور بشم.
امروز اومدیم که عقب موندگی رو جبران کنیم، الان دارم میرم خونه اما نمیدونم قراره چی کار کنم.
بشینم دیوارو نگاه کنم یا درس بخونم یا بخوابم.
واقعا هیچ کدومشو نمیخوام. نمیخوام هیچ کاری انجام بدم اصلا. چه مرگمه