eitaa logo
٫ مَهجور ٫
523 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
264 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
٫ مَهجور ٫
منم عزیزِ من، منم دلتنگشم. اما نمیدونم کجاست وُ چجوری باید پیداش کنم. اگه می‌تونستم خیلی وقت پیش به سمتش فرار کرده بودم. اینی که هستمُ نمیخوام و هیچ جوره نمیتونم قبولش کنم اما چی کار کنم ؟ میگم .. شما نمیدونین چجوری میشه از دس خودت فرار کنی ؟ من که دیگه نمی‌کشم. تحملش سخته. کلی خاطره داری، احساساتی که آشنا به نظر میان، صحنه‌ هایی که همیشه تو ذهنته اما حس میکنی همش یکی دیگه بوده که اینا رو تجربه کرده وُ الان اون ته‌تهِ روحت نشسته وُ داره با حسرت به این آدم جدید نگاه میکنه. انگار زندانیش کردن. همه رو تنها کردم وُ تنها گذاشتم، از جمله خودمُ. حس میکنم به همه مدیونم، تک‌تک کسایی که منو می‌شناسن وُ می‌شناختن. دیگه خودمُ بلد نیستم. گمش کردم. نمی‌دونم. سردرگمم. حالم از خودم بهم میخوره. به کسی نزدیک نمیشم چون میدونم این ویان با ویان سابق خیلی فرق داره و به نفع همه‌س که کنارشون نباشه چون میدونم که آسیب می‌بینین. شرمندم که اینو میگم اما نیاین سمتم، برا من سخت تره بخوام تنهاتر بشم اما بخاطر خودتون .. هر روز به اندازه کافی با خودم کلنجار میرم، نمیخوام بقیه رو هم درگیر کنم. متاسفم که مثل گذشته نمی‌تونم کنارتون باشم بچه‌ها. دقیقا به نقطه‌ای رسیدم که همیشه ازش می‌ترسیدم. نه راه پس دارم نه راه پیش. خستم از خودم. نفسام برنمی‌گرده. نمی‌تونم ازش فرار کنم حتی نمیتونم درستش کنم. مجبورم تحملش کنم، اما شما نه. پس اگه ازتون فاصله گرفتم مشکل از شما نیست. ازم ناراحت نباشین لطفاً، من بیشتر از شما از این وضعیت غمگینم. فقط ببخشین منو، همین. اشک*
٫ مَهجور ٫
منم عزیزِ من، منم دلتنگشم. اما نمیدونم کجاست وُ چجوری باید پیداش کنم. اگه می‌تونستم خیلی وقت پیش به
و اینایی که گفتم صرفا چون شبه نیست. فقط حرف نبود. هر لحظه هر ثانیه دارم با خودم می‌جنگم. فقط با به زبون آوردنش هیچی حل نمیشه پس دهنمو می‌بندم و تو ذهنم با خودم کلنجار میرم. اما دیگه نمیتونم.
ءhossein_panahi_tarabestan.com_-_divone_kie.mp3
زمان: حجم: 3.7M
جواب زنده بودنم مرگ نبود ؛ جون شما بود ؟ :)
شب چرا می‌کُشد مرا ؟🚶🏻‍♂.
همیشه به این فکر میکنم که این پیامی رو که من از وجودم نوشتم وُ گذاشتم اینجا چند نفر به جای سین زدن ، خوندنش ؟
داشتم به این فکر میکردم که تنها یادگاری که برا خودش بود رو داد به من ؛ لمس غیر مستقیم دستاش ؟ آره آره :)))))))))))))))))))
حس میکنم زیادی به همه چی فکر میکنم و جزئیات خفم میکنه ، این خیلی بده.
وقتی تهش همه مون فقط یه تیکه پارچه سفید میتونیم با خودمون ببریم زیر خاک ، چرا خسیس بازی دربیاریم وُ حسرت بکاریم ؟؟؟ واقعا یکی بهم جواب بده ، از آدمای کِنِس بدم میاد.