eitaa logo
٫ مَهجور ٫
530 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
272 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
یمسکزتسکستسنیسحستبنیخ با داداشم خداحافظی کردم😭😭😭
تو ماشین چاووشی گذاشتن. وای.
عمه هم می‌خواد باهامون بیاد. حالا اومده می‌بینیم قلیونش هم با خودش آوورده میگه شاید لازم شد =)))))))))) خدایا نههه.
Mohsen ChavoshiMohsen Chavoshi - Parandeye Ghamgin.mp3
زمان: حجم: 11.8M
چون اولین چیزی که تو ماشین پخش شد همین بود.
مامانم خیلی ریلکس نشسته میگه اینجا اگه ما هم نتونیم بیایم دنبالت با آقای الف با اتوبوس می‌تونین با هم بیاین. من:
وای بچها من رفتم تو سالن نشستم فرم‌ها رو پر کنم گوشیمو جا گذاشتم. اومدم بیرون رفتم اون طرف دانشگاه که کپی بگیرم فهمیدم گوشیم نیست. برگشتم تو سالنی که والدین نشسته بودن همین که رفتم داخل یه پیرزن خیلی گوگولییی فهمید من اینجوری اومدم داخل گفت دنبال چی هستی عزیزم؟ بعد گوشیمو گرفت سمتم😭😭😭😭 می‌خواستم ماچش کنممم.
وای هرجا میرم همه بهم لب‌خند میزنن چقد مهربونن🥲
چقد کارای سلف و غذا و اینا سختهه. قاطی می‌کنم. میگه صبحانه فردا رو شب قبل بگیر چون سلف دخترا اینجا نیست. اگه غذا رو اینجا زدی نمیتونی بری اون یکی سلف دخترونه بگیری. خوابگاه دخترا تا دو تا سلف دخترونه نمی‌دونم چند دقیقه راهه ببین به کدوم نزدیک تری حواست باشه اون یکی سلف نزنی ولی بری این یکی سلف. اگه بین چهارشنبه ساعت 12 تا پنجشنبه ساعت 12 غذا رزرو نکنی شنبه از ناهار خبری نیست. فلان فلان‌. من که اصلا نفهمیدم :/
برا خوابگاه دهن ما رو سرویس کردن. یه اتاق ۶ نفره رو به ۱۰ نفر دادن. گفتن برین جمعه برگردین درستش می‌کنیم، ولی اون خانومی که تو دانشگاه برامون خوابگاه رو زد گفت شما اولین نفری هستین که تو این اتاق ثبت شدین. رو به روی خوابگاه پارکه. بابام میگه بیاین اینجا بشینین درس بخونین، همشم که درس نیست. یه نفر هم‌رشته خودم هم‌اتاقیمه. یه نفر دیگه هم هست هم‌اتاقی مونه دختر باحالیه ولی رشته‌ش آماره. خوابگاه مون مرکز شهره و سلف دخترونه دو تا کوچه پایین‌تره.
خب خوابگاه اوکی شد، رفتیم تخت و کمد رو برچسب زدیم. یه قفل هم انداختیم رو کمد، کلید رو بهم دادن. آقای باقریان به قول مسئول خوابگاه تنها مردیه که اجازه داره بیاد داخل، بهم گفت تو هم مثل دختر خودمی، اینجا غریبی نکن، اگه کمدتو خواستی عوض کنی هم بهم بگو کاری نداره فقط چار تا پیچه خودم عوضش می‌کنم. انگار به مامانم گفته بود به دخترت بگو حواسش باشه فلان. مامانم گفته بود نه خیال تون راحت باشه. اونم گفته بود نه ماشالا از ظاهرتون مشخصه دخترِ خانومی دارین، اگه اهل نماز باشه که دیگه خیال تون راحت. بچه‌ای که نماز نمی‌خونه هرکاری می‌کنه. مامانم هم هی می‌گفت نه می‌خونه. بعد فهمید گراشی هستیم گفتیم وااای گراشیا چه آدمای خوبی‌ان، چه با معرفت. بهم گفت دخترم هرچی خواستی بیا بهم بگو من در خدمتم تو هم مثل دختر خودم. خیلی آقای باشخصیتی بود.