ما آب معدنی نداریم.
آب شهر هم یه مزهای میده. مزه وایتکس و کلر میده مثل آب استخر.
رفتیم به مسئول خوابگاه گفتیم شاید یکیو فرستاد برامون آب بگیره، میدونین چی گفت؟
گفت آب جهرم به این خوبی برین بخورین :)))))
الان همه مون با لب تشنه نشستیم انگار صحرای کربلا. لیوان دستشه نشسته میگه تو رو خدا آب :)))))))😭😂
البته من همین که اومدم بخوابم بقیه بیدار شدن گفتن بریم یکم بدوییم بعدشم رفتیم سوپری نون و ایناها خریدیم برگشتیم.
مثل کلاس اولیا وسط دانشکده وایسادیم، از چندتا ترم بالایی کلاسا رو پرسیدیم بهمون گفتن.
حالا نمیدونیم بریم تو کلاس صبر کنیم یا مثل گاو پیشونی سفید وایسیم.
میخواستم در کلاسو باز کنم برم بیرون، هرچی زور میزدم باز نمیشد کم مونده بود از دستگیره در آویزون شم :)))))
من اومدم عقب یکی از پسرا باز کرد یه قدم برداشت که بره من میخواستم پشت سرش برم این یهو یادش اومد برگشت گفت بفرما
گفتم بفرما، بعد رفت.
پسره خارجیه، مشخص بود کمروعه.