با ملیحه رفتیم عینکشو درست کنه بعدش میخواست بره شیراز.
رفت غذاشو گرفت که بره ترمینال.
اومدم نون بگیرم بعدش برگردم خوابگاه ظرفمو بردارم، برم اون یکی خوابگاه شام بگیرم.
من رفتم نون خریدم
برگشتم خوابگاه ظرفمو برداشتم
دوباره رفتم اون یکی خوابگاه شام گرفتم
سر راه رفتم سوپری
بعد دوباره برگشتم خوابگاه
اون نگهبانه داشت شام میخورد
عاخییی دلم براش سوخت
رفتم بالا تو یه ظرف خرما گذاشتم براش بردم واییی میگفت مرسی ممنون، بعد یه دفعه گفت کرم نداری؟
دستشو گذاشت رو دستش
عاخییی دستش از خشکی سفید شده بود🥲
رفتم براش کرم بردم
وقتی برگشتم دیدم سر ظرفو باز کرده گرفته دستش داره خرما میخوره😭🤏🏻
عاخییی
کرمو بهش دادم، دودل وایساده بود
بهش گفتم پیش تون باشه من بعدا میام برمیدارم
گفت دستت درد نکنه.
وقتی داشتم برمیگشتم گفت ظرفش چی؟
گفتم باشه بعدا میام میبرم.
الان حس خوبی دارممم مشگیتیمشتسنسایمس
من میخوام غذا درست کنم تنماهی ندارم
و واقعا حوصلم نمیکشه بخاطر یه تنماهی یهههه تنماهییی لباس بپوشم برم😭
تو رو خدا یه تنماهی فقط 😭😭😭
٫ مَهجور ٫
من میخوام غذا درست کنم تنماهی ندارم و واقعا حوصلم نمیکشه بخاطر یه تنماهی یهههه تنماهییی لباس بپ
بچها تنماهیییی
از صبح تا الان بخاطر اینکه تنماهی نداشتم، دلم نمیخواست از خواب بیدار شم.💘
٫ مَهجور ٫
بچها تنماهیییی از صبح تا الان بخاطر اینکه تنماهی نداشتم، دلم نمیخواست از خواب بیدار شم.💘
چه تیپ خوشگلی زدم حییح.
تااازه آشغالها رو با خودم بردم گذاشتم دم در.
میبینین چه دختر خوبیام؟