𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
اینو شبیه تصور کرده بودم 🧍🏻♀
خب پس حداقل اینو خوب توصیف کردم🥰
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
شرمنده با عجله گفتم😭😂
نه وای خیلی هیجانانگیز بود:))))))) هم لحنت هم رمانت😭
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
نه وای خیلی هیجانانگیز بود:))))))) هم لحنت هم رمانت😭
اگه بهم بگن خوشگلی یا بوی خوبی میدی یا هر تعریفی از خودم بکنن انقدر خوشحال نمیشم که از داستانام تعریف کنن😭😭😭😭😭😭😭😭
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
اگه بهم بگن خوشگلی یا بوی خوبی میدی یا هر تعریفی از خودم بکنن انقدر خوشحال نمیشم که از داستانام تعری
من خیلی شخصا جذب اسمش و قاتـ چیز همون اسمش شدم 😭
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
من خیلی شخصا جذب اسمش و قاتـ چیز همون اسمش شدم 😭
🤣🤣🤣🤣
منم عاشق اسمشم
خیلی سر انتخابش فکر کردم ولی واقعا راضیم😭
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
🤣🤣🤣🤣 منم عاشق اسمشم خیلی سر انتخابش فکر کردم ولی واقعا راضیم😭
معلومه که حاصل فکر یه مغز خلاق و هنریه
راستی بهتون گفتم اخرش چی میش_؟
صحنه اخر مراسم ختم دختر اولیه است
کاراگاهه دختر دومیه رو بخشید چون باور کرده بود ادم بدی نیست و اشتباهاتش بخاطر عشقش بوده و یجورایی لوش نداد
قاتله ام تو بیمارستان بستریه چون توی اون دعوای اخر سرش ضربه خورد
و کاراگاه چند کلمه با دختر دومیه حرف میزنه و میگه من بخشیدما ولی هیچوقت نمیخوام ببینمت و یا از این شهر میری و دیگه جلو چشمم ظاهر نمیشی یا به پلیس لوت میدم و بعدش دختر دومیه میره سوار ماشینش میشه و میخواد بره
بعد انگار داره با یکی حرف میزنه
یکی که یه جایی زیر وسایل توی صندلی عقب قایم شده
یکی که درواقع توسط دختره از بیمارستان فراری داده شده🥰🥰🥰
یا به عبارتی قاتل
و ماشینو روشن میکنه و این دو تا باهم از اونجا میرن
پایان_
جوری نوشتمش(در واقع هنوز ننوشتم)که اگه بخوام بتونم ادامه اش بدم