eitaa logo
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
24 دنبال‌کننده
41 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝚆𝚎 𝚊𝚛𝚎 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛𝚜, 𝚠𝚎 𝚍𝚘𝚗'𝚝 𝚌𝚛𝚢. 𝚆𝚎 𝚋𝚕𝚎𝚎𝚍 𝚘𝚗 𝚙𝚊𝚙𝚎𝚛:) خودم اینجام: @Lilith_raining
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
نه وای خیلی هیجان‌انگیز بود:))))))) هم لحنت هم رمانت😭
اگه بهم بگن خوشگلی یا بوی خوبی میدی یا هر تعریفی از خودم بکنن انقدر خوشحال نمیشم که از داستانام تعریف کنن😭😭😭😭😭😭😭😭
راستی بهتون گفتم اخرش چی میش_؟ صحنه اخر مراسم ختم دختر اولیه است کاراگاهه دختر دومیه رو بخشید چون باور کرده بود ادم بدی نیست و اشتباهاتش بخاطر عشقش بوده و یجورایی لوش نداد قاتله ام تو بیمارستان بستریه چون توی اون دعوای اخر سرش ضربه خورد و کاراگاه چند کلمه با دختر دومیه حرف میزنه و میگه من بخشیدما ولی هیچوقت نمیخوام ببینمت و یا از این شهر میری و دیگه جلو چشمم ظاهر نمیشی یا به پلیس لوت میدم و بعدش دختر دومیه میره سوار ماشینش میشه و میخواد بره بعد انگار داره با یکی حرف میزنه یکی که یه جایی زیر وسایل توی صندلی عقب قایم شده یکی که درواقع توسط دختره از بیمارستان فراری داده شده🥰🥰🥰 یا به عبارتی قاتل و ماشینو روشن میکنه و این دو تا باهم از اونجا میرن پایان_ جوری نوشتمش(در واقع هنوز ننوشتم)که اگه بخوام بتونم ادامه اش بدم