هدایت شده از • 𝑳𝒖𝒏𝒂✨:>
من نه قهر میکنم.
نه ناراحت میشم.
نه چیزی میگم.
اما دلیل بر این نمیشه که حواسم نیست.!
دلیل بر این نمیشه که بخواین هر رفتاری انجام بدین👍🏻
هدایت شده از توییت های نمکی
وقتی یکیو به فارسی سیو میکنم، یعنی میخوام بعدا پاکش کنم
ملت یا توراه مشهدن یا توراه کربلا
یا مشهدن یا کربلا
یا تو راه برگشت از مشهد و کربلان
منم بهر تماشا ایستادهام و شیرکاکائومو
میخورم و به امتحان فردا صبحم فکر میکنم
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبایی نهفته در درونم وجود دارد ..
امروز ؟
بسی خوش گذشت . صبح فیلترشکنم وصل شد . تا قبل امتحان پلاس در پینترست . بعد تا حدودا یازده داشتم با اعتماد به نفس در کمال ناامیدی گزینه دو میدادم . بعدش با بچه ها نشستیم دور هم شعر تمرین کردن و حافظ خوندن واسه دونقطه یهو دیدیم زهرا و ریحانه با یه کیسه خوراکی اومدن واقعا شاد شدیم . بعد زهرا *ابی ازمون جدا شد بره تهنا تهنا خوش گذرونی . رفت پیش اقا پلیسای سر کوچه تا باباش بیاد . بعد ماهم سریع نماز خوندیم راه افتادیم رفتیم دم ایستگاه . تو راه تو کوچه یه ماشین نزدیک بود زیرم بگیره ریحانه منو کشوند کنار زنده موندم . تو ایستگاه داشتیم غر میزدیم چرا انقد سوالاش چرته تو اتوبوسم بحث غیبت واشد🥸. بعد پیاده شدیم رفتیم حوزه اونجا موثر و مطهره و تسنیم و یاسمین و نورا و چند تا از بچه های مدرسه رو دیدیم . خانم شالبافیان هم بودن😭. بعدش نشستیم به فرم پرکردن و اینا یه آقایی ای اومد گفت باید شلوغ باشین ادم سر به زیر قبول نمیشه بعد اره . بعد رفتم تو آقایی ازم پرسید استرس داری؟ گفتم نوووووچ بعد گفت عه گفتم پارسال داشتم امسال نه . اره بحث واز شد و شروع به حرف زدن کردیم و بعدم اقاییه اینطوری بود کههه چرا پارسال قبول نشدی منم گفتم * ... (سانسور . به خودم مربوطه🥸) بعدش با آقایی فیلمبرداره حرف زدم و اومدم بیرون و کلی خندیدیم و بعد راه افتادم برم سمت بابام اینا تو راه فوریناز رو دیدم .خوش گذشتتتت
نمیدوووونم چرا کنجکاو شدم بدونم با فیلمبردار چی گفتی 🤦🏻♀️😂
.
بیا بت بگم
آقاهه داشت با اون آقاهه مصاحبه بگیره که گوگولی بود حرف میزد میگفت اره مشتی نمیدونم دوتا دیگه جریمه واسم اومده و اینها *من به زبون خودم میگم وگرنه اینطوری نگفت بندگون خدا تهرونین اینطوری نیسن ک🤡 و منم جلوش وایساده بودم که میکروفون رو ازم جدا کنه . بعدش رو به من گفت اینم از اصفهانتون . گفتم مام زخم خورده ایم نگران نباشین مارم جریمه میکنن . بعد اقاهیه خندید ازم جداش کرد میکروفون رو . بعدش اومدم بیرون . زهرا کنارم وایساده بود که اقاهیه اومد بیرون . تا اومد دم گوش زهرا گفتم اقاهی سفیده پشت سرت فیلمبرداره . بعد تا زهرا رفت کنار اقاهی برگشت بهم گفت تقللب میدددی ؟ خندیدم گفتم نه وااالاااا خودتون گفتین سوالا فرق میکنه . با حالت لبخونی گفتش که سوالا یکیه جوابا فرق دارههه . بعدش منم خندیدینیمنینیتب
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
امروز ؟ بسی خوش گذشت . صبح فیلترشکنم وصل شد . تا قبل امتحان پلاس در پینترست . بعد تا حدودا یازده داش
اقا تو مصاحبه آقایی ازم پرسید گفتش همیشه لحجه نداری ؟ بعد من اینطوری بودم ک مگه لحجه ندارم 🤡 ؟ پس چرا مادر گرام انقد منو حرص میده اصفهانی حرف نزن 🤡 ؟ اره خلاصه بش گفتم ببین عمو من وقتایی ک عثثثثبیم خیلی اصفهانی میشم . بعد عمویی گفت خب پس باید شمارو عصبی کنیم . بعد من اینطوری بودم ک چراااا؟🗿
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
کاش لعیا پیویشو چک میکرد😭
نه اخه میدونی چیه ؟
رفتم تو شاد دیدم ۱۰ تا پیام بلکه بیشتر دادی توهم ماشالا فقط رو کار ویسی🤡
اونجا رو اصلا یه هفته بود چک نکرده بودم با اینکه بحث مهم بود🤣