رمان در مورد دیانا بهادر
آیسان، سوار شدم که تو ماشین یه بوی گندی میومد که فک کنم بوی الکل بود
آرمین، خیلی خورده بودم اصلا حالیم نبود چی میگم
رسیدم رفتیم بلیت گرفتیم و سوار شدیم به خودم که اومدم دیدم دیانا نشسته ب.ل امیر داره میگه و میخنده پاشدم رفتیم نزدیک گفتم دیانا پاشو زود (دادزدم)
دیانا ، داداش چی شد
امیر ، راست میگه چته
آرمین، پاشو تو ب.ل امیر تا دهن دوتا تون و نیاوردم پایین
دیانا ، باش داداش آروم باش
https://eitaa.com/MLKAMg
هدایت شده از ^𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒊𝒏𝒅^❤️🩹رگباری=عزل
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببین چه رپی میخونه لامصب فقط اون بغضی که تو صداشه😢 .
ترکوند قشنگ
بدووو عمل به قول داریمم 🦦 😭
آمار فعلی : 422❕𖥨 ˖ ࣪
آماری که میزارمش :444☕️𖥨 ˖ ࣪
چنلمون جوین باش از دستش ندی 💆🏻♀️😱
https://eitaa.com/joinchat/2096957166Cef95d1284
بدویید بیاید💔
هدایت شده از ^𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒊𝒏𝒅^❤️🩹رگباری=عزل