زمان:
حجم:
225.7K
ᴾˡᵃʸ ᵐᵘˢⁱᶜ 🎶
⭐⭐
https://eitaa.com/MMjee_k
زمان:
حجم:
225.7K
ᴾˡᵃʸ ᵐᵘˢⁱᶜ 🎶
⭐⭐
https://eitaa.com/MMjee_k
فور کمم ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
💊❤️🩹 ❤️🩹💊❤️🩹 💊❤️🩹💊❤️🩹 ❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹 💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹 ❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹 💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
𐙚⋆°❤️🩹💊⋆ᥫ᭡
#مسکنقلبم
᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ Part "28"
نمیدونستم چه جوابی بدم
ولی بهتر دونستم جای خودمون باشه
_ اره فکر خوبیه
ارشام خوشحال شد و لبخندی زد
منم سمت کلاس رفتم
وای باورم نمیشد
چطورمیشد که ارشام عاشق ناریا بشه
بعد از یک ساعت پرازفکروخیال که کلاس تموم شد از دانشگاه بیرون رفتم و توی کافه ی نزدیک دانشگاه نشستم
+ چی میل دارید
_ قهوه لطفا
و رفت
سرم رو بلند کردم که دیدم چندمیز جلوتر ارشام و ناریا نشستن
دست ارشام توی دست ناریا روی میز بود و گارسون سفارشاتشون رو اورد
چرا هرجا میرم اون هست
قهوه رو نخورده از کافه زدم بیرون
سمت خونه رفتم
نیلوفر : سلام ابج.....
جوابش رو ندادم
وارد اتاقم شدم و در رو پشت سرم قفل کردم
حوصله هیچی نداشتم
بهتر بود با امیرحسین سریع همه چی رو تموم کنیم
اره چرا به خودم دروغ بگم من ارشام رو دوست داشتم و اگه برام پا پیش میزاشت قبول میکردم اما اون منو نمیخواست
گوشیم رو از کوله ام بیرون اوردم و شماره مامانمم رو گرفتم
بعدازچندتابوق جواب داد
مامان : سلام دخترنازم
_ سلام مامان شماو بابا خوبید
مامان : اره عزیزم خوبیم تو و نیلو خوبید
_ اره خوبیم ؛ مامان؟
مامان : جانم عزیزم
_ میشه با بابا بیاین ایران
مامان : چرا مادر چی شده
_ بیاید دیگه
مامان : خب من باید بدونم واسه چی انقدر دخترم اصرار داره که من و باباش بیایم تهران
_ مامان خواستگار دارم
مامان : اوووو دخترم خواستگار داره حالا این پسر خدازده کیه ؟
_ استادمونه
مامان : خب قصه داره جذاب میشه خودت چی میخوایش ؟
_ اگه نمیخواستمش بدون اینکه به شما بگم بهش جواب منفی میدادم اما من واقعا این مرد رو میخوام
اما نمیخواستم
فقط میخواستم ارشام از ذهنم بره و با اخلاقی که امیر داشت مطمئنم این اتفاق می افتاد
مامان : باشه دخترم به بابات میگم واسه فردا بلیط بگیره بیایم ایران
_ باشه مامان فقط باز ساعت رسیدنتون رو بهم بگید بیام فرودگاه دنبالتون
مامان : باشه عزیزم برو خداحافظ
ادامه دارد
|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|
💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
𐙚⋆°❤️🩹💊⋆ᥫ᭡
#مسکنقلبم
᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ Part "29"
_ بای
تلفن رو قطع کردم
حالا میتونستم خیلی خوب ارشام رو حرص بدم
میدونستم از امیر زیاد خوشش نمیاد
از اتاق بیرون اومدم
ناریا و ارشام هم اومده بودن
رفتم روی مبل تک نفره نشستم
همه نگاها سمت من جلب شد
_ دخترا ، پسرا
همه نگاهم میکردند
_ مامان و بابای من قراره واسه ی تموم کردن ماجرای من و امیرحسین بیان ایران
همه لبخندی زدن به جز ارشام
نیلوفر : یعنی قضیه ی تو باامیر منتفیه
لبخندی زدم
_ نه ابجی جون دارن میان واسه چیدن برنامه های عقد و عروسی
همه دست زدن
دخترا اومدن بغلم کردن و پسرا همه بهم تبریک گفتند بازهم به جز ارشام
♡♡♡♡از زبان ارشام
بعدازدانشگاه تعیقبش کردم دیدم داره میره کافه ی نزدیک به دانشگاه به ناریا پیشنهاد دادم
_ ببین اون کافه اش خیلی خوبه بریم یه چیزی بخوریم ؟
ناریا : بله بله حتما
رفتیمو چندتا میز جلوتر از رها نشستیم
سرش رو میز بود
و یکهو با دیدن دستهای من و ناریا که تو دستهای هم بود بلندشد و رفت
ناریااز امریکا اومده بود و این بیرون اومدن ها و دست در دست هم ها و حتی شب کنار یک پسر خوابیدن رو عیب نمیدونست
بعدش که رها از کافه بیرون زد
ماهم سریع یه چیز خوردیم و اومدیم بیرون و سمت خونه رفتیم
رها رو میان بچه ها ندیدم که از ارشیا شنیدم که تو اتاقشه و از زمانی که اومده بیرون نیومده
نکنه از من ناراحته که با ناریام
وای خدا چرا من دارم اینجوری میشم
من خودم خواستم که به وسیله ی ناریا ، رها حسودیش بشه اما الان دارم به خاطر حسادتش ناراحت میشم؟
ناریا با بچه ها دوست شد و از خاطراتش تعریف میکرد که یکهو رها شاد و سرخوش از اتاقش بیرون اومد
رها : دخترا ، پسرا
همگی نگاهش کردیم
رها : مامان و بابای من قراره واسه تموم کردن ماجرای من و امیرحسین بیان ایران
همه تعجب کردند و منم خوشحال بودم چون گفت تموم کردن ماجرا
یعنی جواب اون به امیر منفی بود ؟
نیلوفر پرسید
نیلوفر : یعنی قضیه ی تو با امیر منتفیه ؟
با جواب رها دنیا رو سرم خراب شد
رها : نه ابجی دارن میان واسه چیدن برنامه های عقد و عروسی
همه رفتن بغلش و بهش تبریک گفتند
یعنی همه چی تموم شد
تمام عشق و احساسی که من توی دلم داشتم توی یک دقیقه دود شد و رفت هوا؟
تمام اون ارزوهایی که من با رها میخواستم بهش برسم شد نابودی ؟
نه من نباید میزاشتم همچین اتفاقی بیفته
ادامه دارد
|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|
زیاد شیم خوش میگذره 💚🔵
قانون وجود نداره زندانی که نیستیم 😊
https://eitaa.com/joinchat/2018051732Ce9bce2af0e