مـُنجـِح ؛
اللهُ عندَ ظنِّ عبدِهِ المومنِ . . . ؛
أنا عند ظن عبدی بی إن ظن خیرًا فله وإن ظن شرًا فله .
مـُنجـِح ؛
أنا عند ظن عبدی بی إن ظن خیرًا فله وإن ظن شرًا فله .
من همانم که بندهام دربارهام میپندارد؛ اگر مرا نیکو پندارد پس مرا نیکو خواهد یافت و اگر نسبت به من بدگمان باشد پس عواقبتش متوجه اوست .
مـُنجـِح ؛
بزن خلاصم کن ای بابا ؛ حدیث زُلفَت کشته مارا . . . ؛
به شوق رویَت ، کمندِ مویت ،
جَهَم به سویت ، در صحرا . . . ؛
هدایت شده از مـُنجـِح ؛
دارم هزار آرزو اما علی الحساب
ای کاش این یکی بشود زود مستجاب
هدایت شده از مـُنجـِح ؛
در آرزوی خاک کف پای بوتراب
گویم هزار مرتبه یا لیتنی تراب