امیرالمومنین توی نامه 45 نهج البلاغه میگن شما قطعا نمیتونین مثل من باشین؛ اما منو با پاکدامنی و صبر و مجاهدت و درستی خودتون یاری بدین؛
أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ، وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ.
تا خنده تو میچِکَد از گوشه لبها،
بیچاره بَمی ها و غَم نِرخ رُطَب ها
دُنبال دو رَج بافه از اَبریشم مویت،
تَبریز شده قَبرِ عجَم ها و عرَب ها
از عَکس تو و بُغض همینقَر بگویم
دردا که چه شبها، که چه شبها، که چه شبها
قاجاری چشمانِ تو را قاب گِرفتَند
قُنداق تُفَنگِ همه مشروطه طَلبها...
گُفتم غزلی، تا نَنویسند مُحال است
ذکرِ قَدِ سَرو از دَهَنِ نیم وَجَبها؛
_حامد عسکری
الان که یه فرصت خالی برام پیش اومد چن تا حدیث مرتبط با این روایت براتون میزارم؛ ایشالا مفید باشه.