هدایت شده از نهج البلاغه
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 با سپاهی از شهیدان خواهد آمد و #آوینی روایت میکند فتح نهایی را...
#اللّٰهم_عجّل_لولیّک_الفرج
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────
هدایت شده از آثار شهید مطهری
⎚ #آزادی_معنوی | ۴
╭ ─━─━─• · · · · · ·
❒ فصل دوم: عبادت و دعا | ۲
◣ نزدیک شدن حقیقی
https://eitaa.com/athar_shahid/1125
◣ نزدیک شدن مجازی
https://eitaa.com/athar_shahid/1128
◣ معنی قرب به خدا
https://eitaa.com/athar_shahid/1136
◣ اولین اثر عبادت تسلط بر خود
https://eitaa.com/athar_shahid/1138
◣ سخن ابن سینا
https://eitaa.com/athar_shahid/1140
◣ تسلط بر قوه خیال
https://eitaa.com/athar_shahid/1143
◣ تعبیر پیغمبر اکرم از «دل»
https://eitaa.com/athar_shahid/1146
◣ بی نیاز شدن روح از بدن
https://eitaa.com/athar_shahid/1148
◣ قدرت بر تصرف در بدن
https://eitaa.com/athar_shahid/1151
◣ قدرت بر تصرف در دنیای بیرون
https://eitaa.com/athar_shahid/1153
◣ علی علیهالسلام در بستر شهادت
https://eitaa.com/athar_shahid/1156
╭═══════๛- - - ┅┅╮
│📳 @Mabaheeth
│📚 @ghararemotalee
│📕 @athar_shahid
╰๛- - - - - - - - - - - - - -
هدایت شده از نهج البلاغه
#نهج_البلاغه | #خطبه سوم | ۲
#من_نهج_البلاغه_میخوانم
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
📜══「 خـطــبه سوم 」 ════﷽❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤═┄
﴿۴﴾ حَتَّى مَضَى الْأَوَّلُ لِسَبِيلِهِ فَأَدْلَى بِهَا إِلَى ابْنِ الْخَطَّابِ بَعْدَهُ
(ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الْأَعْشَى)
شَتَّانَ مَا يَوْمِي عَلَى كُورِهَا
وَ يَوْمُ حَيَّانَ أَخِي جَابِرِ
﴿۵﴾ فَيَا عَجَباً بَيْنَا هُوَ يَسْتَقِيلُهَا فِي حَيَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَيْهَا
﴿۶﴾ فَصَيَّرَهَا فِي حَوْزَةٍ خَشْنَاءَ يَغْلُظُ كَلْمُهَا وَ يَخْشُنُ مَسُّهَا وَ يَكْثُرُ الْعِثَارُ فِيهَا وَ الِاعْتِذَارُ مِنْهَا
﴿۷﴾ فَصَاحِبُهَا كَرَاكِبِ الصَّعْبَةِ إِنْ أَشْنَقَ لَهَا خَرَمَ وَ إِنْ أَسْلَسَ لَهَا تَقَحَّمَ
﴿۸﴾ فَمُنِيَ النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ
فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ الْمُدَّةِ وَ شِدَّةِ الْمِحْنَةِ
█▄ 📗 @nahj_olbalaghe ▄▄▄▄
هدایت شده از نهج البلاغه
#ترجمه_فیض (ره)
┄═══════════════🪶═┄
(پس از وفات رسول خدا صلَّى اللّه عليه و آله كه خلافت را بنا حقّ غصب كرده مردم را به ضلالت و گمراهى انداختند، براى حفظ اسلام و اينكه مبادا انقلاب داخلى بر پا شده دشمن سوء استفاده نمايد، مصلحت در چشم پوشى از خلافت و شكيبائى دانستم)
(۴) تا اينكه اوّلى (ابى بكر) راه خود را بانتهاء رسانده (پس از دو سال و سه ماه و دوازده روز در گذشت، و پيش از مردنش) خلافت را بعد از خود به آغوش ابن خطّاب (عمر) انداخت.
(سيّد رضىّ عليه الرَّحمة مىگويد:) پس از اين بيان، حضرت بر سبيل مثال شعر اعشى شاعر را (از قصيدهاى كه در مدح عامر و هجو علقمه گفته بود) خواند:
شتّان ما يومى على كورها
و يوم حيّان أخى جابر
(اين شعر را دو جور مىتوان معنى نمود، اوّل اينكه) فرقست ميان امروز من كه بر كوهان و پالان شتر سوار و برنج و سختىِ سفر گرفتارم، با روزى كه نديم حيّان برادر جابر بودم و به ناز و نعمت مىگذرانيدم (دوّم اينكه) چقدر تفاوتست ميان روز من در سوارى بر پشت ناقه و روز حيّان برادر جابر كه از مشقّت و سختى سفر راحت است (حيّان برادر جابر در شهر يمامه صاحب قلعه و دولت و ثروت بسيار و بزرگ قوم بوده، همه ساله كسرى صله گرانبهاى براى او مىفرستاد و در عيش و خوشى مىگذرانده هرگز متحمّل رنج سفر نمىگرديد، و اعشى شاعر از بنى قيس و نديم او بود، مقصود امام عليه السّلام از تمثيل بشعر او بنا بر معنى اوّل اظهار تفاوت است ميان دو روزى كه بعد از وفات رسول خدا كه حقّش غصب شده و در خانه نشست و بظلم و ستم مبتلى گرديد و روز ديگر زمان حيات رسول اكرم (صلیالله علیه وآله) كه مردم مانند پروانه به دورش مىگرديدند، و بنا بر معنى دوّم فرق ميان حال خود را كه به محنت و غمّ مبتلى است و حال كسانيكه بمقاصد باطله خودشان رسيده خوشحال هستند بيان مىنمايد، پس از آن خدعه و شيطنت ابى بكر را ياد آورى نموده مىفرمايد:)
(۵) جاى بسى حيرت و شگفتى است كه در زمان حياتش فسخ بيعت مردم را در خواست مىنمود (مىگفت أَقِيلوُنِى فَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ وَ عَلِىٌّ فِيكُمْ) يعنى اى مردم بيعت خود را از من فسخ كنيد و مرا از خلافت عزل نمائيد كه من از شما بهتر نيستم و حال اينكه علىّ عليه السّلام در ميان شما است) ولى چند روز از عمرش مانده وصيّت كرد خلافت را براى عمر، اين دو نفر غارتگر خلافت را مانند دو پستان شتر ميان خود قسمت نمودند (پستانى را ابى بكر و پستان ديگر را عمر بدست گرفته دوشيده صاحب شتر را از آن محروم كردند)
(۶) خلافت را در جاى درشت و ناهموار قرار داد (عمر را بعد از خود خليفه ساخت) در حالتى كه عمر👺 سخن تند 😡 و زخم زبان داشت، ملاقات با او رنج آور بود و اشتباه او (در مسائل دينى) بسيار و عذر خواهيش (در آنچه كه بغلط فتوى داده) بيشمار بود (از جمله امر كرد زن آبستنى را سنگسار كنند، اميرالمؤمنين علیهالسلام فرمود: اگر اين زن تقصير كرده بچّه او را گناهى نيست و نبايد سنگسار شود، عمر گفت: لولا عَلِىٌ لَّهَلَكَ عُمَرٌ يعنى اگر على نبود هر آينه عمر در فتوى دادن هلاك مىشد، و اين جمله را همواره تكرار مىنمود)
(۷) پس مُصاحب با او (آن حضرت يا هر كه با او سر و كار داشت) مانند سوار بر شتر سركش نافرمان بود كه اگر مهارش را سخت نگاه داشته رها نكند بينى شتر پاره و مجروح ميشود و اگر رها كرده بحال خود واگذارد برو در پرتگاه هلاكت خواهد افتاد،
(۸) پس سوگند بخدا مردم در زمان او گرفتار شده اشتباه كردند و در راه راست قدم ننهاده از حقّ دورى نمودند، پس من هم در اين مدَّت طولانى (ده سال و شش ماه) شكيبائى ورزيده با سختى محنت و غمّ همراه بودم.
#نهج_البلاغه_بخوانیم
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
#ترجمه_شهیدی (ره)
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
🪶 تا آنكه نخستين، راهى را كه بايد، پيش گرفت و ديگرى را جانشين خويش گرفت.
(سپس امام مثلى بر زبان راند و اين بيت اعشى برخواند كه:)
(روز مرا با حيان، برادر جابر، چه مشابهت؟ و اين دو را با هم چه مناسبت؟ من، همه روز در گرماى سوزان بر پشت شتر بوده و او آسوده، به راحت در خانه غنوده.) شگفتا! كسى كه در زندگى مى خواست خلافت را واگذارد، چون أجلش رسيد كوشيد تا آن را به عقد ديگرى در آرد.
خلافت را چون شترى 🐪 ماده ديدند و هر يك به پستانى از او چسبيدند، و سخت دوشيدند، و تا توانستند نوشيدند سپس آن را به راهى درآورد ناهموار، پر آسيب و جان آزار، كه رونده درآن هر دم به سر درآيد، و پى درپى پوزش خواهد، و از ورطه به درنيايد. سوارى را مانست كه بر بارگير توسن نشيند، اگر مهارش بكشد، بينى آن آسيب بيند، و اگر رها كند سرنگون افتد و بميرد.
به خدا كه مردم چونان گرفتار شدند كه كسى بر اسب سركش نشيند، و آن چارپا به پهناى راه رود و راه راست را نبيند. من آن مدتِ دراز را با شكيبايى به سر بردم، رنج ديدم و خون دل خوردم.
(معنى گفته امام (كراكب الصعبه ان اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحم) اين است كه: اگر سواركار مهار آن شتر سركش را سخت بكشد و او سر باز زند، بينى وى بشكافد، و اگر با سرسختى كه دارد اندكى مهارش را سُست كند، سر بپيچد و باز داشتن آن براى وى ميسر نباشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گويند (اشنق الناقه) هنگامى كه شتر مهار شده، سر را بكشد و بالا برد، و (شنقها) نيز گفته اند كه روايت ابن سكيت است در اصلاح المنطق، و فرمود (اشنق لها) و نگفت (اشنقها) چرا كه اين كلمه را مقابل (اسلس لها) نهاده. گويى فرمايد اگر سر او را بالا نگهدارد يعنى، آن را واگذارد تا سر خود را بالا نگاه دارد.)
#نهج_البلاغه_بخوانیم
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────