eitaa logo
مهدی عبداللهی
686 دنبال‌کننده
520 عکس
245 ویدیو
34 فایل
🌐 بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 اندیشه‌ورزی در قلمرو علوم عقلی اسلامی و علوم انسانی مهدی عبداللهی دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و مدیر گروه فلسفه علوم انسانی دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه قم دکتری فلسفه اسلامی ارتباط با مدیر کانال: @mabd57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌐 پاسداست «اراده معطوف به حقیقت» 1. تعیین سالروز ارتحال علامه مصباح یزدی رضوان الله تعالی علیه (12دی ماه) به عنوان بار دیگر بهانه‌ای شد که عده‌ای مخالفت خود را با اندیشه‌های استاد مصباح آشکار سازند. بی‌تردید تضارب آرای اندیشمندان مسیری مناسب برای کشف حقیقت است، چنان‌که امیر کلام فرمود: «إضرِبُوا بعضَ الرَّأیِ بعضَه یتولَّد منه الصَّوابُ»، اما جای تأسف است که نه‌تنها سیاست‌پیشه‌گان و روزنامه‌نگاران، بلکه برخی اهالی فرهنگ و دانایی نیز دست‌کم در برخی موضوعات، آهنگ این مسیر خوش‌سرانجام را ندارند. اتهامات بی‌اساس برخی روزنامه‌نگاران و سیاسی‌کاران بر شخصیت استاد مصباح داستان جدیدی نیست، عجب آن است که برخی اساتید فلسفه نیز که باید منادی گفتگو و مروج دانایی باشند، بر جایگاه اتهام‌زنی و طرح مدعیات بی‌دلیل تکیه زده‌اند. 2. نویسنده ای محترم بدون استناد به آثار گفتاری/نوشتاری استاد مصباح ادعا دارد که ایشان «درکی سطحی و مخدوش از فرهنگ و تمدن غرب و به‌خصوص فیلسوفان مدرن و معاصر داشت و نظرات وی درباره علوم انسانی در حدّ سفارش‌هایی اخلاقی یا نظراتی کلی و انتزاعی بود.» حتی مدعی آن است که ایشان «نظریه «ادراکات اعتباری علامّه طباطبائی» را... به‌درستی درنیافته بود.» 3. روی سخن با این استاد عزیز فلسفه است که خود پیش از این، اهل فرهنگ و دانش را به «اراده معطوف به حقیقت» فراخوانده است؟ آیا طرح اتهامات بی‌پایه بر ساحت بزرگان اندیشه اسلامی و علوم انسانی بدون ارائه کوچکترین شاهد از سخنان/نوشته‌های وی برآمده از «اراده معطوف به حقیقت» است؟! آیا نفی ایده متعالی بدون اقامه دلیل حاصل «اراده معطوف به حقیقت» است؟! کاش نویسنده محترم دست‌کم کتاب مبانی علوم انسانی اسلامی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی را مطالعه می‌فرمود، سپس دست به قلم می‌برد. 4. بخش دوم سخنان نویسنده محترم، ناظر به نفی ایده علوم انسانی اسلامی است. در حالی که حامیان این ایده، دیدگاههای مختلفی در خصوص وجه اسلامیت این علوم دارند، از پیش خود، معنایی برای آن دست‌وپا کرده، آن را نقد می‌کنند: «اگر مراد از «علوم انسانی» در عنوان «علوم انسانی اسلامی»، علوم انسانی (Humanities) شکل‌گرفته در دانشگاه‌های مدرن باشد، «علوم انسانی اسلامی» هنوز تحقق و تعینی ندارد و این عنوان را یا باید در حدّ یک «تمنا و درخواست»‌ بدانیم و یا آن را ترکیبی متناقض تلقی کنیم.» کدامین دیدگاه در میان طرفداران ایده علوم انسانی اسلامی، آن را این گونه تفسیر کرده‌ است؟! پاسخ روشن است: هیچیک!!! آیا برای نقد نگرش مشتمل بر طیفی از دیدگاهها، کفایت می‌کند که بی‌اطلاع از آرای موجود، از پیش خود رأیی بتراشیم و با صدای بلند آن را متهم به تناقض‌آلودی کنیم؟! 5. استاد محترم در نهایت توصیه فرموده‌اند «کاش... به بحرانهایی توجه می‌شد که ناشی از آسیب‌هایی است که به علوم انسانی دانشگاهی رسیده است.» این نکته سخنی به‌جا و شایسته است. بی‌تردید اوضاع دانش و پژوهش در مراکز علمی ما با وضعیت مطلوب فاصله دارد، و بی‌شک یکی از عوامل دخیل در این وضعیت نابسامان، مسؤولان و تصمیم‌گیرندگان امورند. به گواهی شرح حال علمی نویسنده، ایشان از سال 1370 که «دبیر کمسیون علوم انسانی شورای پژوهشهای علمی کشور» بوده‌اند، تاکنون در نهادها و شوراهای پژوهشی علوم انسانی، منصب و مسؤولیت داشته‌اند. جای این پرسش وجود دارد که در مناصب یادشده برای تحول در علوم انسانی چه تدابیری اندیشیده‌اند؟ در خاتمه اراده های معطوف به حقیقت را به مطالعه این مقاله در تبیین دیدگاه استاد مصباح ارجاع می‌دهم. ✍️ مهدی عبدالهی 🆔 @MAbdullahi