️مرور خاطره ها...
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#برای_جامانده_ها #زیارت_اربعین
من خسته بودم بر لبم اما تبسم بود
یک دست پرچم بود یک دست استکان چای
یک سو صدای روضهی عباس میآمد
یک سو صدای گرم یک کودک که: بارِد مای!
بر ابری از اشک و شعف مشتاق میرفتم
هم آبله، هم درد پایم را بغل میکرد
هر بار کامم تلخ میشد از غم دنیا
چای عراقی بود کامم را عسل میکرد
باور نخواهی کرد چیزی را که میگویم
چشمان من بیدار بود آن دم که میدیدند
ما را کسی در خانه مهمان کرد و با اهلش
بر خاک و سرما در حیاط خانه خوابیدند
مشّایه یعنی پیرزن یک کیسهی کوچک
پر کرده بود از نان و با پای علیل خود
خود را به زائرها رساند و نان تعارف کرد
میساخت درد و پیری و غم را ذلیل خود
مرد کهنسال رشیدی بین یک موکب
گویا زعیم و شیخ قومی از عشایر بود
گفتند نذری دارد و هر سال میآید
کارش در این جا شستن جوراب زائر بود
مشایه یعنی رنگ هفتاد و دو ملت را
هرجا که حرف عشق شد یکرنگ میسازد
مشایه یعنی هرکه هستی باش، عاشق باش!
هر چیز غیر از عشق اینجا رنگ میبازد
حیرت گناه ماست، مایی که نفهمیدیم
این چیزها در کربلا بسیار عادی بود
ما آنچه میدیدیم را باور نمیکردیم
این ماجرا اصلاً برای ما زیادی بود
باید که برگردیم راه کربلا باز است
در کربلا هستیم هر جای زمین هستیم
در خانهی دل جز حسین ابن علی کس نیست
در خانهی خود زائران اربعین هستیم
✍ #سعید_تاج_محمدی
https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
#زیارت_اربعین
تجلی کرده از هر سو جمال کبریا اینجا
اگر دیدار حق داری هوس ای دل بیا اینجا
نگاهِ بر ضریح او حجاب از دیده بردارد
خدا را دیدهاند اهل حقایق بارها اینجا
ز آدم تا به خاتم را در این درگاه میبینی
که مهمان ولی الله هستند انبیا اینجا
دل خورشید هم از سایهی ایوان او گرم است
پناه آورده چون طفلی تمام ماسوا اینجا
ملائک بال خود را فرش راه زائرش سازند
به نرمی! زائرانِ نور! بگذارید پا اینجا
نه تنها از غم دنیا شود فارغ در این درگاه
که زائر میشود از خویش هم حتی رها اینجا
چنان احسانِ او بی حدّ و بی حصر است ای عاصی
که داده راه، آن شاه کرم حتی تو را اینجا
✍ #علی_مقدم
https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9e
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
بانگ حرکت داشت زنگ قافله
راه افتادم به شوق و حوصله
دل به راه دوست کردم یکدله
صوتی آمد شد وجودم ولوله
"زائر! اِشرب مای وَالْعَن حرمله"
راه از عشق و تفاخر مست بود
سر به سر موج عطش، یکدست بود
راه یأس و کج روی، بن بست بود
روضه خوان با این نوا سرمست بود
"زائر! اِشرب مای وَالْعَن حرمله"
نوجوان و پیر در راه وصال
مرد و زن در جادهی عشق و کمال
قلبها با عشق کل در اتصال
داد میزد صاحب موکب: تعال
"زائر! اِشرب مای وَالْعَن حرمله"
راه از آب و غذا پُر مایه بود
خضر هم با زائران همسایه بود
شور محشر زیر چتر سایه بود
این کتاب عشق را یک آیه بود:
"زائر! اِشرب مای وَالْعَن حرمله"
سر به پای جاده میزد آفتاب
در دل هر ذره میشد انقلاب
آب میشد آب از این التهاب
این نوا میآمد از جان رباب
"زائر! اِشرب مای وَالْعَن حرمله"
✍ #سید_روح_الله_موید
https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9e
✔️مرور خاطره ها...
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#برای_جامانده_ها #زیارت_اربعین
من خسته بودم بر لبم اما تبسم بود
یک دست پرچم بود یک دست استکان چای
یک سو صدای روضهی عباس میآمد
یک سو صدای گرم یک کودک که: بارِد مای!
بر ابری از اشک و شعف مشتاق میرفتم
هم آبله، هم درد پایم را بغل میکرد
هر بار کامم تلخ میشد از غم دنیا
چای عراقی بود کامم را عسل میکرد
باور نخواهی کرد چیزی را که میگویم
چشمان من بیدار بود آن دم که میدیدند
ما را کسی در خانه مهمان کرد و با اهلش
بر خاک و سرما در حیاط خانه خوابیدند
مشّایه یعنی پیرزن یک کیسهی کوچک
پر کرده بود از نان و با پای علیل خود
خود را به زائرها رساند و نان تعارف کرد
میساخت درد و پیری و غم را ذلیل خود
مرد کهنسال رشیدی بین یک موکب
گویا زعیم و شیخ قومی از عشایر بود
گفتند نذری دارد و هر سال میآید
کارش در این جا شستن جوراب زائر بود
مشایه یعنی رنگ هفتاد و دو ملت را
هرجا که حرف عشق شد یکرنگ میسازد
مشایه یعنی هرکه هستی باش، عاشق باش!
هر چیز غیر از عشق اینجا رنگ میبازد
حیرت گناه ماست، مایی که نفهمیدیم
این چیزها در کربلا بسیار عادی بود
ما آنچه میدیدیم را باور نمیکردیم
این ماجرا اصلاً برای ما زیادی بود
باید که برگردیم راه کربلا باز است
در کربلا هستیم هر جای زمین هستیم
در خانهی دل جز حسین ابن علی کس نیست
در خانهی خود زائران اربعین هستیم
✍ #سعید_تاج_محمدی
https://eitaa.com/Maddahankhomein
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
#زیارت_اربعین
ما به سوی چشمه از این خشکسالی میرویم
با گلوی تشنه و با مشک خالی میرویم
قطره قطره از میان روضهها جاری شدیم
بین گرد و خاک جاده با زلالی میرویم
نیمهشب از بین نخلستان کوفه رد شدیم
با صراط المستقیم از آن حوالی میرویم
راه را سلمان نشان دادهست، در نزد کریم
کولهباری نیست با ما، دست خالی میرویم
«سرزنشها میکند خار مغیلان در مسیر»
با تمام طعنههای احتمالی میرویم...
دسته دسته، تا حرم، پرچم به دوش، از شرق و غرب
با نسیم صبح و با باد شمالی میرویم
اربعینیها خبر دارند ما از این مسیر
«با چه حالی آمدیم و با چه حالی میرویم»
✍ #رضا_خورشیدی_فرد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
#زیارت_اربعین
از مرز رد شدیم ولی با مصیبتی
با پرچم سیاه به همراه هیأتی
از نامههای اهل محل کولهها پر است
بر شانه میبریم چه بار امانتی
سینی به سر نشسته پر از التماس و اشک
طفلی که نیست هستی او غیر شربتی
هر خانه موکبیست که بیتوتهگاه ماست
بر روی ما گشوده شده باب رحمتی
پای عمود روضه سقا شنیدنی است
باید قلم به دست نوشت از شهامتی...
باز این چه شورش است که در راه کربلاست
باز این چه شورش است؟ چه شوق زیارتی!
کم نیست بغضهای گره خورده بر ضریح
اما به غیر اشک نداریم حاجتی
✍ #علی_اصغر_شیری
https://eitaa.com/Maddahankhomein
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
#زیارت_اربعین
صحرا به صحرا، کو به کو، داريم نم نم میرويم
پشت سر هم، دم به دم، آدم به آدم میرويم
ما هر دو عالم را به اين معراج دعوت میکنيم
از اين سوى عالم اگر آن سوى عالم میرويم
راهىشدن، دريا شدن، يعنى کمال قطرهها
ما هم به راه افتادهايم و جانب يم میرويم
در شعله آتش میشويم، آتش به عالم میزنيم
هم مثل يک پروانه میسوزيم ما، هم میرويم
هم در نجف، هم کربلا، پرچم به دست زينب است
هر جا که پرچم میرود، دنبال پرچم میرويم
عيسى بن مريم، آدم، ابراهيم، موسى، نوح، هود
اين راه را پيغمبران رفتند و ما هم میرويم
ما تشنهی وصليم و دنبال سلوک وصلتيم
پس پابرهنه، تشنهلب، تا نهر علقم میرويم
بىواسطه اسماء حق در ما تجلى میکند
هر وقت تحت قبهى سلطان عالم میرويم
✍ #علی_اکبر_لطیفیان
@Maddahankhomein