eitaa logo
ذاکرین خمین🎤
1.6هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
695 ویدیو
366 فایل
🕋بنام خدای بی نیاز🕋 پدرم گفت علی،عاشق مولا شده ام بین مردم همه جا والهُ شیدا شده ام مادرم داد به من درس محبت با شیر نوکرُ ریزه خور سفرهٔ زهرا شده ام 🎤👋بامابروزمداحی‌کن.👌🎤 https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹سورۀ نور🔹 دور و بر خود می‌كشی مأنوس‌ها را اِذن پریدن می‌دهی طاووس‌ها را وا می‌كنی سمت كویرِ این حوالی با لطف پاكت پای اقیانوس‌ها را «امید» دارویی‌ست در دارالشفایت كه با سخاوت می‌دهی مأیوس‌ها را با آن دم قدسی خود شب‌های جمعه رونق بده «یا نور و یا قدّوس»‌ها را هر شب به یاد غربت شهر مدینه روشن كنیم اینجا همه فانوس‌ها را ای آبروی آب‌های این حوالی سمت شما باز است این دستان خالی :: وقتی كه من از ماه می‌گیرم سراغت می‌آورد دل را میان كوچه باغت هفت آسمان، صدها ستاره می‌شمارد هر شب به پای درس‌های چلچراغت تو آیه‌های سورهٔ نوری، چگونه پیدا كنم من راه خود را بی‌چراغت؟... انگار... نه من حتم دارم در بهشتم آن لحظه‌ای كه می‌نشینم در رواقت ما لایق صحن و سرای تو نبودیم همسایهٔ خوبی برای تو نبودیم :: تو مهر زهرا را میان سینه داری مهری كه با آن اُلفتی دیرینه داری از بس كه آه زائرانت را خریدی ایوان زیبایی پر از آیینه داری هر صبح جمعه میزبان ندبه‌هایی این است آن عهدی كه با آدینه داری تو از مدینه، كربلا، شام و خراسان غم‌های بی‌اندازه‌ای در سینه داری از نسل كوثر، معنی خیر كثیری «با عشق،‌ خویشاوندی دیرینه داری» فرسنگ‌ها راه است از ما تا صفایت قربان آن صحن و سرای باصفایت :: از ابتدا هم بود مشهد، مقصد تو پل می‌زنم تا مقصدت از مشهد تو عطر گل یاس از ضریحت می‌تراود این مرقد زهراست یا كه مرقد تو عشق تو دریا را به ساحل می‌كشاند ماه آبرو می‌گیرد از جزر و مد تو خورشید دارد آرزو‌هایی طلایی وقتی كه می‌آید كنار گنبد تو من شاعرت هستم ولی مثل همیشه شعری ندارم تا كه باشد در حد تو من می‌نویسم بر روی سنگ مزارم بانو! همیشه بوده از تو اعتبارم 📝 @Maddahankhomein
باران ندارد ابرهای آسمانش باران نه اما چشم‌های مهربانش... می‌خواست در سینه غمش پنهان بماند نگذاشت اما گریه‌های بی‌امانش دارد نفس‌های خودش را می‌شمارد با هر قدم پشت سرِ آرام جانش او می‌رود دامن‌کشان آرام آرام مولای ما می‌ماند و داغ جوانش چندین ستاره منتظر تا بازگردد تا باز هم باشند محو کهکشانش روی لب شمشیر او بانگ تفرّوا از جنس صفین است شور نهروانش آیا شنیدید إبن ملجم‌های کوفه! فزت و ربّ الکربلا را از زبانش؟ پاشید از هم چون اناری دانه دانه در لحظهٔ سرخ غروب بی‌کرانش تأثیر آن دیدار آخر خوب پیداست از عطر سیبی که می‌آید از دهانش عمرش شبیه یک نماز صبح کوتاه آمد سلام آخرش روی لبانش پایان ابیات من و وقت نماز است فرصت نشد دیگر بگویم از اذانش 📝 @Maddahankhomein
همه با شهیدا همراهیم.mp3
زمان: حجم: 2.45M
🔹همه با شهیدا همراهیم🔹 قدم می‌زنیم حتی بیشتر از بزرگ‌ترها قدم می‌زنیم با قدم‌های کوچیک عشقو رقم می‌زنیم ما بچه‌ها به یاد عمرو بن جناده تو اربعین پای پیاده راهی می‌شیم به کربلا ما بچه‌ها فهمیده‌ایم که راه عزت راه پر از خیر و سعادت نمی‌گذره بی‌شهدا همه با شهیدا همراهیم سپاه بقیةاللهیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از زبان دختران: قدم می‌زنیم انگاری رو آسمونا ما قدم می‌زنیم در کنار زینب کبری قدم می‌زنیم ما دخترا هفت آسمونه زیر پامون این چادر روی سرامون شبیه بیرق عزاست تا پای جون دین خدا آبرومونه سکینه‌خاتون الگومونه حجاب ما سلاح ماست همه با شهیدا همراهیم سرباز بقیة‌اللهیم 📝 @Maddahankhomein
11.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاه آسمانی‌هاست در این ظهر آدینه به تو ای بهترین، زیباترین مصداق آیینه نمک‌پروده‌ات هستیم و از عشق تو سرشاریم چگونه می‌شود پنهان بماند شوق در سینه قیامت چیست؟ غیر از قدّ و بالایی که تو داری؟ صلابت چیست؟ غیر از خطبه‌خوانی با طمأنینه شکوهی را که ما در آینه حتی نمی‌بینیم تو می‌بینی، تو می‌بینی در این جام سفالینه تو حتی با نمازت کفر دشمن را درآوردی و با تکبیرةالاحرام تو می‌سوخت از کینه تو حالا با نماز جمعه می‌خواهی بفهمانی نمی‌ماند سلاح مرد میدان بین گنجینه 📝 https://eitaa.com/Maddahankhomein
🔹کاش...🔹 شاید او یوسف ذریۀ طاها می‌شد روشنی‌بخشِ دل و دیدۀ بابا می‌شد شاید او در دل گهواره زبان وا می‌کرد همدم فاطمه -فِی المَهدِ صَبِيّا- می‌شد شاید او بین مناجات و نماز شب خویش جلوۀ روشنی از حضرت موسی می‌شد شاید او از همۀ اهل جهان دل می‌بُرد مثل پیغمبرمان خوش قد و بالا می‌شد شاید او در سَکَنات و وَجَنات و حَسَنات اَشبهُ النّاس به صدیقۀ کبری می‌شد شاید او مثل اباالفضل میان صفین ذوالفقار علی عالی اعلی می‌شد شاید او مشک به دوش از وسط نخلستان از حرم با رجزی راهی دریا می‌شد شاید... اما چه بگویم که چه شد در آتش؟! کاش او پاسخ این شاید و اما می‌شد 📝 https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
زمینه؛ فَاللهُ خَیرٌ حافظاً.mp3
زمان: حجم: 1.79M
🔹فاللهُ خَیرٌ حافظاً🔹 دیگه عزم سفر داری دیگه از دنیا بیزاری دیگه داری می‌ری زهرا از کنارم به ناچاری چه‌جوری من آخه باور کنم، نبودنت رو چه‌جوری فاطمه نگاه کنم، پر زدنت رو اشکای حسنت رو داری می‌ری از پیش من، دختر خیرالمرسلین فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین «فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بمون ای تکیه‌گاه من همین اشکاس گواه من پناه بی‌کسی‌هامی تویی پشت و پناه من با این‌که غصه داری بی‌کس و تنها بمونم هوای دیدن پیغمبرو داری می‌دونم برو ای مهربونم عزم سفر داری و من بی تو می‌شم تنهاترین فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین «فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین» شاعر و نغمه‌پرداز: https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
زمینه؛ نه شب گریه کن نه روز.mp3
زمان: حجم: 1.23M
🔹نه شب گریه کن نه روز🔹 نه شب گریه کن نه روز طاقت اشک چشاتو مادر ندارم نه شب گریه کن نه روز من به جای چشای خستۀ تو می‌بارم نه شب گریه کن نه روز من مونس هر لحظۀ احیای توام من شاهد این غربت شب‌های توام من وارث هر قطرۀ اشکای توام من حسینم، همدم دلتنگی‌هاتم من حسینم، کشتۀ اشک چشاتم من حسینم، که قتیل العبراتم «وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نه شب گریه کن نه روز بیت‌الاحزان می‌شه از گریۀ تو دل من نه شب گریه کن نه روز می‌شه اشک بین رَبّنات قاتل من نه شب گریه کن نه روز تاب غم و غصه‌ت رو نداره آسمون مادر بده به این دل ماتم‌زده اَمون با اشک چشای تو می‌شه دنیام خزون من حسینم، آشنای ربّناتم من حسینم، که شریک گریه‌هاتم من حسینم، که قتیل العبراتم «وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه» شاعر و نغمه‌پرداز: https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم أیها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم آسمان چشم‌هایم را کمی ابری کشیدم زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم خاک‌های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم خانه‌ات آباد ای مرد غریب، ای مرد تنها خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد سمت خورشید خراسان جمله‌ای کوتاه گفتم گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی من ندانسته شما را تو، شما را ماه گفتم... 📝 https://eitaa.com/Maddahankhomein
🔹دوستت دارم🔹 همیشه در میان شادی و غم دوستت دارم چه شعبان‌المعظم، چه محرّم دوستت دارم دلم با عشق، خویشاوندی دیرینه‌ای دارد از آغاز جهان، از عهد آدم دوستت دارم وضوی گریه می‌گیرم در استغفار و می‌ریزم به پایت جان که ای جانان دمادم دوستت دارم برای این دل بیچاره همدم، عاشقت هستم برای زخم‌های سینه مرهم، دوستت دارم نگو از چشم من افتاده‌ای من چشم در راهم که از تو بشنوم یک‌بار من هم دوستت دارم خودم را بین آغوش تو می‌بینم شبیه حُر که با اشک خودش می‌گفت نم‌نم دوستت دارم در این دنیا نبردی آبرویم را در آن دنیا چه خواهی کرد؟! من در هر دو عالم دوستت دارم مرا حتی اگر در آتش خشمت بسوزانی زنم فریاد در بین جهنّم دوستت دارم دل دلواپسی دارم، دلی از غصه‌ها سرشار ولی «یا کاشف الهَم کاشف الغم» دوستت دارم فراز آخر شعر است و یک اقرار بی‌پایان مرا بسیار می‌خواهی و من کم دوستت دارم 📝 https://eitaa.com/Maddahankhomein
شور؛ قال الصادق.mp3
زمان: حجم: 2.15M
🔹قال الصادق🔹 نشد جهل این جهان هم سدّت، اباعبدالله که علم عالم نبود در حدّت، اباعبدالله تو هم جنگیدی شبیه جدّت، اباعبدالله وقتی ذوالفقار علی، می‌شه واژه‌های شما روی خاکا لشکر جهل، می‌افته به پای شما جنود جهل از رجزت درمانده جنود عقل تو لشکرت آماده‌ن زُراره و ابوبصیر و جابر همیشه در پشت سرت ایستاده‌ن «اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای صبح صادق، روح حقایق، اباعبدالله رییس مذهب، قرآن ناطق، اباعبدالله عجینه هیأت، با قال الصادق، اباعبدالله پای هر حدیث شما، می‌شه زنده‌تر دل ما موجیم که تو اوج خطر، منبر می‌شه ساحل ما قسم به عشق، قسم به نور، یا مولا نمی‌شیم از راه تو دور، یا مولا ایشالا که بین بقیعِ آباد بگیریم از عشق تو شور، یا مولا «اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله» شاعر و نغمه‌پرداز: https://eitaa.com/Maddahankhomein
🔹فالق الاصباح🔹 در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم أیها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم آسمان چشم‌هایم را کمی ابری کشیدم زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم خاک‌های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم خانه‌ات آباد ای مرد غریب، ای مرد تنها خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد سمت خورشید خراسان جمله‌ای کوتاه گفتم گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی من ندانسته شما را تو، شما را ماه گفتم... 📝 @Maddahankhomein
🔹صراط المستقیم🔹 ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویم با گلوی تشنه و با مشک خالی می‌رویم قطره قطره از میان روضه‌ها جاری شدیم بین گرد و خاک جاده با زلالی می‌رویم نیمه‌شب از بین نخلستان کوفه رد شدیم با صراط المستقیم از آن حوالی می‌رویم راه را سلمان نشان داده‌ست، در نزد کریم کوله‌باری نیست با ما، دست خالی می‌رویم «سرزنش‌ها می‌کند خار مغیلان در مسیر» با تمام طعنه‌های احتمالی می‌رویم... دسته دسته، تا حرم، پرچم به دوش، از شرق و غرب با نسیم صبح و با باد شمالی می‌رویم اربعینی‌ها خبر دارند ما از این مسیر «با چه حالی آمدیم و با چه حالی می‌رویم» 📝 @Maddahankhomein