اگر غبطهی واقعی و دلی یه بیت بود که بعد خوندنش، سر تکون بدی و بگی: «آخ آخ! دقیقاً»؛
میشد شعر ضمیرینیشابوری که نوشت:
«خوش آنکه دید روی تو را و سپرد جان!
آگه نشد که هجر کدام و وصال چیست...»
آره خلاصه آقا جان! خوشبهحال هرکی کربلات جون داد و برنگشت....💔
🔹 @Malhouf205
«دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست»
چرا که؛
«علاجِ دردِ مشتاقان، طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان، غمِ مجنونِ شیدا را»
#یاقمرالله
🔹 @Malhouf205
«و کَیفَ تُریدینَني أَن أَقیسَ مَساحَةَ حُزني؟»
[چگونه از من میخواهی وسعت اندوهم را اندازه بگیرم؟]
+ که اگر مقیاسی هم باشد باید برایت بنویسم،
«نشسته پشت دو پلکم هزااار اقیانوس
رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم...»
🔹 @Malhouf205
شاعر نوشته،
«مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد»
به این مرحله از عشق در زبان عربی میگن «السَّهُد»
یعنی بیخواب شدن از عشق...!
ولی به نظرم تو باب #رنجیدگی یه مرحله بیچارتر از اینم داریم که جایی بهش اشاره نشده.
اونم وقتیه که به زور و گریه و تمنّا میخوابی بلکه تو خواب ببینیش!
و من نمیدونم؛
حافظ، بیچارهتر بود که نوشت: «به خواب نیز نمیبینمش چه جای وصال؟» یا
قاضیسعیدکه گفت: «دوش خود را سر به دامانِ تو میدیدم به خواب... کاش میمُردَم، چرا بیدار کردم خویش را؟» 💔 🔹 @Malhouf205
تشابُه، رَه به سِنخیَّت بَرَد آخر مشو نومید
به مویش راه خواهی بُرد ای رویِ سیاه آنجا...
(حواسمون باشه با چه افرادی مجالست داریم...
با گوشامون چه چیزیو گوش میدیم...
چشمامون رو خرج چی میکنیم....
حواسمون باشه به چه چیزایی داریم تشابه پیدا میکنیم....)
🔹 @Malhouf205
یه شبم شاعر نشسته بود داشت با دوستش درددل میکرد.
دوستش برگشت گفت: خودمونیما...
کووو تا دوباره فرصت دیدار برسه!
شاعر که دلش پر بود برگشت گفت:
«هرچه خواهی بکن، از دوری دیدار مگو
وحشتآباد مکن خاطر ویرانی را...»
🔹 @Malhouf205
محتشمکاشانی،
غم معشوق رو که میبینه هم دلش میخواد،
دلش در این تب بسوزه و هم بتونه کاری کنه.
به خودش نهیب میزنه و میگه:
«احساس سوختن به تماشا نمیشود
آتش بگیر تا که بدانی چه «میکِشَد»»
و چون به حسش مطمئن بود
در کمال اطمینان دو دست دعا میاره بالا و میگه؛
«گر ز حِرمانش ندارم زندگی بر خود حرام،
مرغ روحم در حریم حُرمَتش مَحرَم مَباد»
کهپیشازمَحرمبودنبایددراینحِرمانسوخت.
🔹 @Malhouf205
آدم است دیگر عزیزِ من!
میشود گاهی
از عالم و آدم بِبُرَد.
اما...
محال است...
اسم کسی را که برایش گریسته...
از یاد بِبَرَد.
آدم است دیگر عزیزِ من و یاد
در استخوانِ آدمی است!
#ابیعبدالله 💔
🔹 @Malhouf205