میخواستم برایَت بنویسم چقدرها میتوانم از دستَت ناراحت باشم و هیچ نگویم ؛ بپرسی «از دستم ناراحتی؟» و با یک لَبخند سرم را تکان بدهم که یَعنی «نه!» . نه بخاطر اینکه نگفتن ، عادتم شده باشد ؛ من میترسم از توجیههایَت ..
ناراحتیها اگر ریسمانِ بینمان را نازکتر میکند ، توجیهها و بهانهتراشیها با یک قیچی خلاصَش میکنند !
- فاطمهمحمدلو
بعضیها میگريند تا فراموش كنند
و بعضیها میخندند تا فراموش كنند
و بعضیها میخوابند تا فراموش كنند
و بعضیها سكوت میكنند تا فراموش كنند
اما من همهی این چهار مورد را انجام میدهم ؛
و فراموش نمیکنم ..!
- نزار قبانی
دلتنگم و خیال تو پونهای خشک است در دستانم که هر چه بیشتر خردش میکنم عطرش بیشتر زندگی را برمی دارد ..!
- رسول پیره
من کاری به دین و اعتقاد کسی ندارم ولی بیاید انسانیت داشته باشیم از کودک کار بی تفاوت نگذریم!