نوشته بود:
کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟
نوشتم:
از جنگ ها برگشته ام، با زخم ها و موی سپید؛
و یاد گرفته ام صبور باشم و به تماشا قانع!
تو مسئولی..
بابت روحت، بابت ذهنت، بابت رویاهات
هرچی شد
نذار امیدت رو، آرامشت رو، ازت بگیرن!☁️💙
يهو به خودت مياي ميبيني ايندفه ك برگشتي مثل دفعه هاي قبل دلم برات تنگ نشده، يهو به خودت مياي ميبيني موفق شدم فراموشت كنم.
اونوقت شاكي نباش، هميشه ك باد از يه طرف نمیوزه :))