مسکوت
فکر میکردم اگه یه روزی،یه جایی دیگه نداشته باشمت،زندگیم بدون تو اصلا خوب پیش نمیره و روزامو به سختی به شب میرسونم؛صادقانه تر بخوام راجبِ احساسم صحبت کنم باید بگم که اصلا به نداشتنت فکر نمیکردم و اون افکار حاصل اورثینک های طولانی بود که بهش دچار میشدم.
بعدِ نداشتنت تازه فهمیدم چقدر دوستت دارم،تازه فهمیدم احساسِ از دست دادن امن ترین آدم زندگیت چقدر میتونه مزخرف باشه.یادمه اون اوایل نبودنت،روزامو به سختی به شب میرسوندم. پیویت رو باز میکردم که مثل همیشه باهات صحبت کنم و یادم میفتاد که من دیگه حق صحبت باهات رو ندارم و تو از قطار زندگیم پیاده شدی.
با اینکه به نبودنت عادت کردم،اما هنوز والیپری که درست کردی رو استفاده میکنم،یه قسمت کوچیکی از گالریم عکساتو نگه داشتم و توی پوشه مورد علاقه ام اکانتت ذخیره کردم و گاهی اوقات پیام های قدیمی ارسال شده رو میخونم
مخصوصا پیام 13دیماه 1401
اونجا که ازت پرسیدم:
قول میدی کاری نکنی که مجبور بشم از پیشت برم؟ و تو در جواب گفتی
به شرفم قسم گذشته رو تکرار نمیکنم:)
@Barana16✍🏻
گآهی حرفآیی رو نمیشه زد
ی اشکایی رو نمیشه ریخت .
مثل جآیی کِ #هوشنگ_ابتهاج میگه :
سآلها ناگفته مآند این شرح ِ دل . .🖤