ای غم، بنا بود عاشق شبیه معشوق شود، این چه ابراز علاقهایست که مرا به خود تبدیل کردی؟
ولی در نهایت، آدمیزاد مجبوره که دووم بیاره، مجبوره که خودشو جمعوجور کنه، مجبوره که زنده بمونه، مجبوره که خودشو به زندگی گره بزنه، چون زندگی ادامه داره.
- خونه شماره ۸
«اما همه از خود به یادگار، اندوهی را در من نهادند. و بر این خاکستر سرد، هربار نسیمی وزید، و شوری را برانگیخت، آتش گرفت، سوخت و باز خاکستر شد و باز خاکستر شد..»