eitaa logo
مسکوت
1.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
162 ویدیو
3 فایل
رنج تنهاست رنجور تنهاتر. زاده سکوت.
مشاهده در ایتا
دانلود
گوشه اتاق نشستم و برق رو خاموش کردم‌. توی تاریکی به صفحه شیشه ایی گوشی زل زدم و احساس تنهایی، بیهودگی هجوم اورده، بار اول نیست که این احساسات رو دارم پس آنچنان آزار دهنده نیستند. اما کنج دلم میدونم که دوستی با تنهایی اجبار تلخیه که پاک نمیشه. این روزها گذاشتم زندگی به روال عادی بگذره، هرطور که میخواد جلو بره. دقایق و ساعت ها رو طی میکنم تا اون طوفان شروع بشه. به این بعداظهر های آروم و شب های بی صدا عادت ندارم. به دست و پا زدن توی مشکلاتی که زندگی من رو به سمتش هل میده عادت دارم. گاهی پرنده خیالم به سمت بالا پرواز میکنه و خواهان پرواز من میشه، من می‌گذارم هرچقدر خواست به اون بالا بره و توی آسمون پرواز کنه، بعد از گشت و گذار وقتی روی شونه ام نشست خودم بال هاش رو میشکنم و بهش میگم من اگه مانعت بشم بهتر از ایجاد موانع توسط دیگرانه. هروقت یاد گرفتی که از من بگذری، از بقیه هم عبور میکنی.
اولین مانع موفقیت، خودتی.
بعضی آدمها فقط تا نوک بینی خودشون رو میتونند نگاه کنند، نگاه فراتر از دیده ها و شنیده ها ندارند.
زمانی که گره های غیرقابل حل زندگیم بهم فشار میارن، چشمامو میبندم و دنیا رو مثل یک فضانورد از بالا به پایین میبینم. جهان فارغ از اضطراب ها و مشکلات انسانی، به حیات و ادامه زندگی ادامه میده. پس لازم نیست برای مشکل حل نشدنی، تمام انرژی و وقتم رو صرفش کنم و اجازه آزادی فکر و روان رو به خودم ندم.
جدا واقعا قراره نشه؟
واقعا قراره حسرت به دل بمونم؟
واقعا قراره تابستونم بوی مُرده ها رو بگیره؟
خب اشکالی نداره ته تهش با جارو خاک انداز تیکه های قلبمو جمع میکنم، قاب میگیرم و میزنم به دیوار.
ببین من با اون گره های غیرقابل باز شدن زندگیم کنار اومدم