مهر ماندگار
📕📘📗📙📒📕 💠سوار تاکسی(۲) #داستان_بیستم #مالک_زمان راوی: سردار سلیمانی با ویرایش 🔹گفتم: بله با #سردار
📕📘📗📙📒📕
💠 محافظت(۱)
#داستان_بیست_ویکم
#مالک_زمان
راوی: دوست حاج قاسم
🔹بهترین دوران زندگیم آن زمانی بود که محافظ #سردار_سلیمانی بودم احساس میکردم اگر در راه محافظت از سردار شهید شوم، هیچ فرقی با شهادت در سوریه و عراق ندارد، خودش به این کارها علاقهای نداشت اما حفاظت وظیفه ما بود، ایام فاطمیه بود و در بیت الزهرای سردار مانند همیشه مراسم برقرار بود، هرچه اصرار می کردیم در مراسم حضور پیدا نکند قبول نمیکرد.
🌾🌾🌾🌾
🔸 با خودم گفتم: درحسینیه محافظ زیاد است باید اوضاع را از بالای خانهها رصد کنم، زنگ همسایه حسینیه را زدم و با نشان دادن کارت وارد خانه شدم، چهارطبقه پله را بالا رفتم و در پشت بام ایستادم.
اسلحه را مسلح کردم تا اگر خدای نکرده حملهای شد سریع مقابله کنم.
🍂🍂🍂🍂
🔹 بالای پشت بام ایستاده بودم و با نگاهی مغرورانه پایین را نگاه می کردم. ناگهان پیرمردی برایم دست تکان داد و داد زد: بیااا پایییین.
نگاهی به او کردم و توجهم را به جای دیگر جلب کردم. انگار دست بردار نبود.
عینکم را گذاشتم و دوباره با دقت نگاه کردم، ناگهان دیدم ...
✅ادامه دارد ...
💠جمعه ها ساعت ۲۱ همراه با #مسابقه و #جایزه
🔹بهرهبرداری از این مطالب با ذکر منبع @Mehremaandegar بلامانع است.
#مالک_زمان
#داستان_کوتاه
#سردار_سلیمانی
#حاج_قاسم
#اوقاف_کاشمر
#مهر_ماندگار
@Mehremaandegar
مهر ماندگار
📕📘📗📙📒📕 💠 محافظت(۱) #داستان_بیست_ویکم #مالک_زمان راوی: دوست حاج قاسم 🔹بهترین دوران زندگیم آن زمانی
📕📘📗📙📒📕
💠 محافظت(۲)
#داستان_بیست_ویکم
#مالک_زمان
راوی: دوست حاج قاسم
🔹عینکم را گذاشتم و دوباره با دقت نگاه کردم، ناگهان دیدم خود سردار است.
از بچه ها شنیده بود که به پشت بام آمدم و میخواست من را برگرداند.
🌾🌾🌾🌾
🔸 از بی توجهی که کردم ناراحت شدم و از خانه بیرون آمدم، وارد حسینیه شدم.
مانند همیشه ایست بازرسی معمولی جلوی درب انجام می شد و هر کس به راحتی میتوانست وارد حسینیه شود، وارد شدم و آرام کنار سردار نشستم.
🍂🍂🍂🍂
🔹 سردار نگاهی کرد و در گوشم گفت: این کارها چیست است که انجام میدهی!؟ چرا بالای پشت بام خانه مردم رفتی؟
گفتم: برای حفاظت بیشتر از شما.
🍁🍁🍁🍁
🔸نگاهی کرد و در چشمانش تاسف موج میخورد. انگار کار اشتباهی کرده بودم، به شانه ام زد و گفت: حتما الان هم کنارم نشسته ای تا محافظت کنی؟!!!
بلند شو برو آن طرف و از روضه استفاده کن. سری تکان دادم و گفتم چشم.
رفتم و مقابله ستون حسینیه نشستم، انگار این مرد هراسی از هیچ کس نداشت.
🌾🌾🌾🌾
🔹امیرالمومنین علی علیه السلام در قسمتی از نامهاش به مالک اشتر میفرماید: لا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ؛ وَ إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِيلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْكَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُطَامِنُ إِلَيْكَ مِنْ طِمَاحِكَ وَ يَكُفُّ عَنْكَ مِنْ غَرْبِكَ وَ يَفِيءُ إِلَيْكَ بِمَا عَزَبَ عَنْكَ مِنْ عَقْلِكَ
🍂🍂🍂🍂
🔸 مگو که مرا بر شما امیر ساخته اند و باید فرمان من اطاعت شود. زیرا چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست.
هرگاه از سلطه و قدرتی که در آن هستی غروری در تو پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را برآنها توانایی نیست.
این نگرش غرور تو را تسکین میدهد و تندی را میکاهد و خردی را که از تو گریخته به تو باز می گرداند.
💠جمعه ها ساعت ۲۱ همراه با #مسابقه و #جایزه
🔹بهرهبرداری از این مطالب با ذکر منبع @Mehremaandegar بلامانع است.
#مالک_زمان
#داستان_کوتاه
#سردار_سلیمانی
#حاج_قاسم
#اوقاف_کاشمر
#مهر_ماندگار
@Mehremaandegar
مهر ماندگار
📕📗📘📙📒📔 📌ذکر 💢مصالح بهشتی #داستان_بیستم 🔰 امام صادق(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمودند: وقتی در شب معراج
📕📗📘📙📒📔
📌روزه
💢روزه داری و غیبت
#داستان_بیست_ویکم
🔰 انس می گوید: پیامبر(ص) مردم را به یک روز روزه امر کردند و فرمودند: هیچ کس افطار نکند تا به او اجازه دهم.
🔹 مردم روزه گرفتند تا شب شد. اشخاص میآمدند و میگفتند: ای رسول خدا(ص)! من روزه دارم. اجازه بدهید افطار کنم و پیامبر(ص) اجازه میدادند. همچنان میآمدند و اجازه میگرفتند تا مردی آمد و عرض کرد: از خانواده ام دو دختر جوان روزه دارند و شرم میکنند که خدمت شما بیایند. به آنها اجازه بدهید افطار کنند.
🔸 پیامبر(ص) از او روی برگرداندند، دوباره تکرار کرد؛ اما پیامبر(ص) باز هم روی برگرداندند. برای سومین بار تکرار کرد، پیامبر(ص) فرمودند: آنها روزه ندارند، چگونه کسی که امروز گوشت های مردم را خورده، روزه است؟
🔹 برو و به آن دو دستور بده اگر روزهاند قی کنند. مرد برگشت و به آنها خبر داد و از آنها خواست قی کنند. پس هر کدام لخته خونی قی کردند.
🔸 مرد به محضر پیامبر(ص) برگشت و جریان را به ایشان خبر داد. پیامبر(ص) فرمودند: سوگند به خدایی که جان محمّد در دست قدرت او است اگر لخته های خون در شکم آنها باقی میماند، آتش دوزخ آنها را میسوزاند.
🌀يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(سوره بقره، آیه ۱۸۳)
🔹 ای اهل ایمان! روزه بر شما واجب شد، چنانکه بر امت های گذشته واجب شد تا شاید پاک و پاکیزه شوید.
💠 هر دو هفته جمعه ها همراه با #مسابقه و #جایزه
⭕️مسابقه بعدی ۱۷ اردیبهشت ماه
🌀جزئیات جشنواره ضیافت الهی:
eitaa.com/Mehremaandegar/11551
🔹بهرهبرداری از این مطالب با ذکر منبع @Mehremaandegar بلامانع است.
#قصههای_دلنشین
#مهر_ماندگار
#داستان_کوتاه
#کتابخوانی
#رمضان
@Mehremaandegar