نشستم منطقی درمورد افکار درونم با مشاورمون حرف زدم برگشت گفت این مورد خیلی کمیابه تز کارشناسیمو درمورد تو می نویسم🚶
تنها عکس العملم وقتی یکی خیلی ناراحته و داره گریه می کنه:
آب می خوری؟
می خوای آب بزنی به صورتت؟
آب داری ؟
آب بدم بهت؟
آب بازی کنیم؟
یه بار یه نفر تو حرم ازم آدرس پرسید بعد من برای اینکه ضایع نشم بهش گفتم برو فلان جا
لازمه بگم بعدش عذاب وجدان گرفتمو کل حرمو زیرو رو کردم تا پیداش کنم و بهش بگم
البته من زیاد بلد نیستم حالا از یکی دیگه هم خواستی بپرس، یا خودتون می دونید چقدر تباهم؟
ما درون گرا نیستیم فقط بقیه تمایلی به دونستن اینکه چی درون ما میگذره ندارن
هیچوقت فلسفه چهارشنبه سوری رو درک نکردم
واقعا خب که چی؟
الان چهار تا ترقه بترکه صدا بده تو خوشحال میشی؟
نزدیک ترین تجربم به چهارشنبه سوری مال وقتیه که تو عروسی دختر عموم ترقه مینداختیم رو لباسا
اونم حوصله سر بر بود البته