eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید گوشت تلخ باشم ولی عقلم شیرینه
نمی‌دونم شاید واقعا دارم میمیرم این حد از تحلیل جسمی و روحی عادی نیست
شخصیت آدما رو از رفتارشون با بچه ها میشه شناخت
اسکلت من کجاست؟
شخصیت آدما رو از رفتارشون با بچه ها میشه شناخت
اصلا به این جمله اعتقاد ندارم ولی صرفا محض اینکه حرف نزنم میگن لالم
من بیشتر از هر چیزی به میمیک صورت و اکت آدمای اطرافم دقت می کنم و وقتی تنها میشم میگم عا حالا وقتشه که بشینی همه رو تحلیل کنی و علت یابی کنی و نتیجه بگیری تهش خودتو بخاطر تک تکش شکنجه کنی
ولی انصافاً خیلی زوده عروسایی که می بینم از خودم کوچیکتر باشن
انگار هشتاد سالم است و ساعت هاست که بی وقفه در انتظار هیچ از پنجره به بیرون خیره شده ام انگار سالهاست که خسته ام و فقط دلم چند ساعت خواب راحت می خواهد ولی چشمانم توانی برای روی هم ماندن ندارند انگار کنج یک سلول در خودم جمع شده ام و در ذهنم دنبال معنای کلمه ابد می گردم انگار تنها روی نیمکت نشسته ام و تند تند چشمانم را دور تیمارستان می چرخانم و تلاش می کنم پوست سمج و خونی گوشه ناخنم را بکنم و زیر لب به بغل دستیم میگویم که وقتش است پرواز کنیم انگار کسی را آنقدر عاشق بوده ام که بعد از برداشتن قدم هایش از روی خاک به ضربان هایم فرمان ایستادن میدهم انگار روزی یا روزهایی چیزی یا کسی ترسی را در دلم کاشت و حالا سالهاست که بخاطر ترس از ترسیدن از هر چیز می ترسم انگار تنها چند ثانیه طول کشید تا ساکن ابدی ویلچر شوم انگار هیچ وقت تلاش هایم کفایت نکرد تا کافی شم برای تحقیر نشدن انگار نامرئی هستم و مهم نیست که چقدر فریاد بزنم به هر حال کسی پیدا نمیشود که صدایم را بشنود و نمی دانم چرا انگار همه را زندگی کرده ام و نمی دانم چرا انگار دیگر پوچ تر از آنم که وقتی برای زندگی کردن خودم داشته باشم و انگار هیچ کس مرا نخواهد فهمید
مرسی که چاقی و ریختن مو و جوش زدن و بالارفتن سن و رتبه پایین و عدم موفقیت و فقر و بیماری و بدبختیمون رو بهمون اطلاع میدی ما خودمون در جریان نبودیم
میدونم خیلی بیشعور و خودسر و یاغی و وحشی و بد غذام ولی بازم چرا منو با خودتون نبردید سفر؟
و از من چه مانده جز ناتوانیم...
و سخت تر از گمراهی؛ خیره شدن به جاده و ناتوانی در قدم برداشتن است
و ما لطیفه ای بودیم که جز خودمان کسی ما را جدی نگرفت