عمری بجز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
قیصر امین پور
خیال عاشقی به سرم زده
دقیق نمیدانم چرا
آخر علم عشق شناسی که دقیق و قابل اندازه گیری نیست
فقط می شود گفت
من فکر می کنم در این موقعیت
تا به حال موجودی زیبا تر از چشمهایش خلق نشده
او که تنها آرزوهایش را در دلش قاب می گیرد و به پایش هیچ می ریزد
می ترسد از نرسیدن و می لرزد از بی تحرکی
و در آخر میمیرد از زنده نبودن
راستش را بگویم
ترسیدم
ترسیدم از کامل نبودن
بعد از اینهمه سال،کامل نشدن
راستش را بگویم
فرار کردم
از کورسوی نرسیدن
بعد از اینهمه سال، نرسیدن
اسکلت من کجاست؟
Your monster ,هیولا شما
راز ماروبون,The Secret of Marrowbone
اسکلت من کجاست؟
راز ماروبون,The Secret of Marrowbone
از اوناست که تهش میگی برگام
من چقدر خر بودم که نفهمیدم قضیش چیه
دنیاست که بر مدار دل می چرخد
دل که نباشد مداد هم روی کاغذ نمی چرخد
نوک مداد بر قرنیه چشم بی دل جا خوش کردست
پس ببخش که زین پس نوشته هایم بی کلمست