eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
خیال عاشقی به سرم زده دقیق نمیدانم چرا آخر علم عشق شناسی که دقیق و قابل اندازه گیری نیست فقط می شود گفت من فکر می کنم در این موقعیت تا به حال موجودی زیبا تر از چشمهایش خلق نشده
او که تنها آرزوهایش را در دلش قاب می گیرد و به پایش هیچ می ریزد می ترسد از نرسیدن و می لرزد از بی تحرکی و در آخر میمیرد از زنده نبودن
آنها که نفهمیدند وهمی از جهل ساختند و آنان که فهمیدند غمی از قلت
راستش را بگویم ترسیدم ترسیدم از کامل نبودن بعد از این‌همه سال،کامل نشدن راستش را بگویم فرار کردم از کورسوی نرسیدن بعد از این‌همه سال، نرسیدن
اسکلت من کجاست؟
راز ماروبون,The Secret of Marrowbone
از اوناست که تهش میگی برگام من چقدر خر بودم که نفهمیدم قضیش چیه
دنیاست که بر مدار دل می چرخد دل که نباشد مداد هم روی کاغذ نمی چرخد نوک مداد بر قرنیه چشم بی دل جا خوش کردست پس ببخش که زین پس نوشته هایم بی کلمست
خیلی گیر این واقعیتم که قبلاً بشدت باهوش تر از الان بودم
هر چیزی می‌تونه تو یه وقتی و یه جایی قشنگ باشه ولی فقط برای همون یه وقتی و یه جایی...
گیرم که این بار هم گفتم دیگری درست می گوید و گذشتم ولی آیا روزی که تمام دیگر کسان بگذرند ،کسی در من که از دیگری و جدا از من نباشد باقی مانده که بتواند دم از درستی چیزی بزند؟
باید همه رو قانع کنم؟ چطور باید همه رو قانع کنم؟ دیگه نمیتونم همه رو قانع کنم چرا باید همه رو قانع کنم؟ اصلا از اول قرارم با زمانم این بود که باید بقیه رو قانع کنم؟ اگه از اول قرارم این بود پس چرا این قانعم نمی کنه؟
روزی بعد از مدرسه در کوچه ای خلوت به دیوار تکیه دادیم و خواستیم که برای زیستن به تنها زیستن عادت کنیم شاید... ولی چرا بعد از سی و اندی سال هنوز دلمان می لرزد از تنهایی و می ترسد از چیزی غیر از تنهایی که انگار کسی غیر از ما برایمان تصمیمی با نام و نشان زندگی اجتماعی بدون اجتماع را گرفت و ما پس از سالها تلاش برای انتخابی دیگر،روزی بعد از مدرسه درون یک کوچه دیوار را ستونی مانع از سقوط قرار داریم و پذیرفتیم؟