روزی تو بودی، عشق بود و حال خوش هم بود
دنیا گرفت از من تمام آنچه دستم بود
وقتی کتابم را بخوانی خوب میفهمی
تنها دلیل بغض اشعاری که مبهم بود
در چهرهی غمگین من تصویر یک لبخند
چیزی شبیه جشن شادی در محرم بود
با هر که دست دوستی دادم رهایش کرد
تنها کسی که تا ابد همراه شد غم بود
از جان آدم چیز با ارزشتری هم هست؟
من جان فدایت کرده بودم باز هم کم بود❤️🩹
@Melhoof
مِلهوف
وِين أنت وأني وِين أحنة بكلشُي مخِتلفين! وأحِد يضحك و مَرتاح و ألثانيُ بدموِع ألعَين @Melhoof
تو کجایی؟
و من کجام؟
ما در همه چیز متفاوت هستیم
یک نفر راحت و آسوده و بیخیال!
و دیگری در میان اشک ها و اوج غم و تنهایی!
@Melhoof
مِلهوف
وِين أنت وأني وِين أحنة بكلشُي مخِتلفين! وأحِد يضحك و مَرتاح و ألثانيُ بدموِع ألعَين @Melhoof
وحِسبالي مـِن أبتعَد
تتعَنى لدياري
وتترسّني وينك
ومختفي وضِل بالي
كل ظِني أهَمك صدك
وِتهمك أخباري
@Melhoof
مِلهوف
وحِسبالي مـِن أبتعَد تتعَنى لدياري وتترسّني وينك ومختفي وضِل بالي كل ظِني أهَمك صدك وِتهمك أخباري
خیال میکردم وقتی از من دور میشی
بازم به سمت من و دیار من برمیگردی
و دلمو پر میکنی با پرسیدنِ:«کجایی؟»
اما تو پنهون شدی و خیالِ من آروم نمیگیره!
همه گمان و خیالم این بود که برات مهمم❤️🩹
@Melhoof
مِلهوف
_ @Melhoof
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم
من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم
عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم
عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من
عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم
چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی
بشود دور و برت باشم و جرات نکنم
عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد
بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم
بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم
تا به صد خاطره با چتر خیانت نکنم
بی تو با خاطره ات هم سر دعوا دارم
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
@Melhoof
مِلهوف
بعضی وقتا دلم میخواد بهت زنگ بزنم بگم آدما دارن اذیتم میکنن، ولی بعدش یادم میاد تو خودت یکی از اون
بند دلم که پاره شده رو با چنگ و دندون دارم نگه میدارم
@Melhoof