تا در سر من نشئه ی دیوانه شدن بود
هر روزِ من از خانه به میخانه شدن بود
یا سرخی سیبِ تو از آن جاذبه افتاد؟
یا در سر من پرسش فرزانه شدن بود
یک بار نهان از همگان دل به تو بستیم
این عشق نه شایسته ی افسانه شدن بود
ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویش
ویرانه شدن چاره ی بیگانه شدن بود؟!
مگذار از ابریشم من حلّه ببافند
در پیله ی من حسرت پروانه شدن بود
@sajedifr امیرخسین ساجدیtmp5ueuh92k_compressed.mp3
زمان:
حجم:
28.3M
#پادکست_برگرد
ساجدی تو دوران غمش
اینجوری خودشو جمع میکنه!🍃
مولانا نمیگه دوست دارم! میگه:
گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم! داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم🫀️