خدایا
پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه
در نظرم جلوهگر ساز تا فریب زرق و برقِ
عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.
بارالها
تو را شکر میکنم که اشک را آفریدی
که عصارهی حیات انسان است، اگر
خدای بزرگ از من سندی بطلبد قلبم
را ارائه خواهم کرد.
و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشک
را تقدیم خواهم کرد.
خدایا
به هر که دل بستم، تو دلم را شکستی،
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم
را آرامش دهم، تو یک باره همه را به هم
زدی و در طوفانهای وحشتزای حوادث
رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم
و به غیر از تو محبوبی نگیرم؛
تو را به همهی این نعمتها شکر میکنم.
[ مِنهاج ] .
من توقع بیجا از آدمایی که برام ارزش قائل نیستن باز کردم، و در عوضش شهدا رو گذاشتم تو کِشوی ذهنم! م
باز افتاد در کوی غمها گذرم . .