📚 کتاب «مبانی جنگ رسانهای»
#معرفی_کتاب
#هفته_سیوچهارم
📄 چند خطی از کتاب:
کتاب «مبانی جنگ رسانهای» نگاهی تحلیلی و راهبردی به یکی از پیچیدهترین میدانهای نبرد عصر جدید دارد؛ نبردی بیصدا اما عمیق.
علیرضا کیقبادی در این اثر، سازوکارهای جنگ نرم، تبلیغات سیاسی و عملیات رسانهای ضد اسلامی و ضد ایرانی را واکاوی میکند.
کتاب نشان میدهد چگونه رسانهها میتوانند ادراک، باور و رفتار جوامع را هدف قرار دهند، بیآنکه نشانی از جنگ کلاسیک دیده شود.
این اثر، راهنمایی مهم برای فهم لایههای پنهان قدرت رسانه در عرصه سیاست، امنیت و فرهنگ است.
مطالعهای ضروری پژوهشگران و فعالان حوزه رسانه، فناوری و جنگ شناختی.
🔗 برای دانلود/ خریداری کتاب
🔗 برای مطالعه و اطلاعات بیشتر
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
📚 کتاب «مبانی جنگ رسانهای» #معرفی_کتاب #هفته_سیوچهارم 📄 چند خطی از کتاب: کتاب «مبانی جنگ رسانها
✍ روایت متاکاگ از کتاب «مبانی جنگ رسانهای»
🔸کتاب مبانی جنگ رسانهای نوعی نقشهی راه بود برای فهمیدن آنچه هر روز، بیوقفه و آرام، در اطراف ما جریان دارد. جنگی که صدای انفجار ندارد، اما اثرش میتواند ماندگارتر از بسیاری از جنگهای سخت باشد.
علیرضا کیقبادی در این کتاب، جنگ رسانهای را بهعنوان یک واقعیت زنده و فعال توضیح میدهد؛ واقعیتی که مستقیماً با ذهن، احساس، باور و ادراک انسانها سروکار دارد. نویسنده نشان میدهد که چگونه رسانهها میتوانند به ابزار قدرت تبدیل شوند؛ ابزاری برای شکلدهی به حب و بغضها، برجستهسازی یا حذف واقعیتها، و جهتدهی به افکار عمومی، آن هم بدون آنکه مخاطب لزوماً احساس کند در معرض «جنگ» قرار گرفته است.
🔸نکته مهم کتاب، تأکید بر لایهلایه بودن جنگ رسانهای است. این جنگ فقط مخاطب عام را هدف نمیگیرد؛ بلکه نخبگان، مدیران، مسئولان و رهبران فکری نیز در کانون آن قرار دارند. تصمیمسازیها، تحلیلها و حتی واکنشهای احساسی و سیاسی، میتوانند محصول فضایی باشند که پیشتر در میدان رسانه شکل گرفته است. از این جهت، کتاب بهخوبی نشان میدهد که چرا جنگ رسانهای را نباید صرفاً مسئلهای فرهنگی یا تبلیغاتی دانست، بلکه باید آن را پدیدهای سیاسی، امنیتی و راهبردی تلقی کرد.
در شرایط امروز، اهمیت این کتاب برای من دوچندان شد؛ بهویژه وقتی به جنگ رسانهای گسترده و مستمر آمریکا و متحدانش علیه ایران نگاه میکنیم. روایتسازیهای هدفمند، عملیات روانی، القای ناکارآمدی، بزرگنمایی بحرانها و کوچکنمایی یا حذف دستاوردها، همگی مصادیقی هستند که با چارچوبهای تحلیلی این کتاب، بهتر قابل فهم میشوند. مبانی جنگ رسانهای کمک میکند بفهمیم بسیاری از آنچه در فضای رسانهای علیه ایران جریان دارد، اتفاقی یا صرفاً خبری نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد منسجم برای اثرگذاری بر افکار عمومی و سرمایه اجتماعی است.
🔸از نقاط قوت کتاب، زبان نسبتاً روشن و قابلفهم آن است. با وجود اینکه کتاب از دل یک نهاد علمی بیرون آمده، تلاش کرده مفاهیم را بهگونهای توضیح دهد که برای مخاطب علاقهمند غیرمتخصص هم قابل درک باشد. در عین حال، عمق تحلیلی آن بهگونهای است که پژوهشگران و فعالان حوزه رسانه، سیاست و امنیت نیز میتوانند از آن بهره جدی ببرند.
بهعنوان کسی که این کتاب را خوانده، فکر میکنم مبانی جنگ رسانهای فقط برای «خواندن» نیست؛ برای «هشیار شدن» است. کتابی است که به شما یادآوری میکند هر خبر، هر تصویر و هر روایت را ساده و خنثی نپذیرید و همواره بپرسید: این پیام، در خدمت کدام معنا و کدام قدرت است؟
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
سند جنگ و برتری شناختی ناتو
[عنوان: جنگ شناختی؛
گزارش تحقیقات دانشمند ارشد ناتو: دکتر استین سوندرگارد]
به سفارش: سازمان علم و فناوری (STO)
بخشی از پیشگفتار به قلم دانشمند ارشد ناتو:
از سال 2022، هیئت علم و فناوری ناتو، جنگ شناختی را به عنوان یک چالش تحقیقاتی استراتژیک برای برنامه کاری مشترک خود به رسمیت شناخته است.
از آن زمان، 20 فعالیت تحقیقاتی مرتبط با جنگ شناختی ایجاد شده است که شایستگی مشترک بیش از 200 متخصص از 26 متحد و شریک ناتو را گرد هم میآورد.
یک انجمن علاقهمندان به جنگ شناختی نیز ایجاد شده است که مرتباً برای بحث و شناسایی نیازهای تحقیقاتی تشکیل جلسه میدهد.
هدف این گزارش:
۱. ارائه بینشهایی از این کار تا متحدان ناتو را قادر به مبارزه با جنگ شناختی کند؛
۲. به دنبال افزایش آگاهی و شناسایی شکافهای تحقیقاتی کلیدی است که میتوان پس از چالش CPoW STO در مورد جنگ شناختی به آنها پرداخت.
بدون شک، جنگ شناختی یک موضوع تحقیقاتی کلیدی برای کارهای جاری و آینده در STO برای پشتیبانی از مأموریت اصلی ناتو باقی خواهد ماند.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
فایل گزارش👇
MetaCog I متاکاگ
💠 «معماری نوین تصمیمسازی در پنتاگون؛ خیزش «Polysentry» به سمت هوش مصنوعی شناختی؛ نبرد برای برتری در چرخه OODA»
🔹در اقدامی که نشاندهنده تغییر پارادایم پنتاگون از «اتوماسیون محض» به سمت «ادراک ماشینی» است، شرکت فناوری دفاعی «پلیسنتری» (Polysentry) مستقر در سانفرانسیسکو، موفق به دریافت قرارداد «توافقنامه تراکنشهای دیگر» (OTA) از دفتر معاون وزیر دفاع در امور تحقیقات و مهندسی (OUSD(R&E)) شد.
🔹 جزئیات راهبردی قرارداد:
توسعه قابلیتهای نمونه اولیه در حوزه «هوش مصنوعی شناختی» (Cognitive AI).
این فناوری قرار است هم در میدان رزم (Warfighting) و هم در لایههای سازمانی (Enterprise)، چالشهای امنیت ملی آمریکا را هدف قرار دهد.
▫️سوابق کلیدی: پلیسنتری پیش از این نیز با دریافت قرارداد ۹۵۰ میلیون دلاری در پروژه «سیستم مدیریت نبرد پیشرفته» (ABMS) و «فرماندهی و کنترل مشترک تمامدامنهای» (JADC2)، جای پای خود را در زیرساختهای دادهای ارتش آمریکا محکم کرده بود.
🔺چرا این قرارداد مهم است؟
این رویداد را نباید صرفاً یک خرید نظامی دانست، بلکه گامی در جهت «برتری شناختی» (Cognitive Dominance) است:
۱. گذار از دادهکاوی به معناکاوی: تمرکز بر «هوش مصنوعی شناختی» به معنای عبور از الگوریتمهایی است که صرفاً دادهها را طبقهبندی میکنند. پنتاگون به دنبال سیستمهایی است که بتوانند مانند ذهن انسان استدلال کنند، زمینه (Context) را بفهمند و در شرایط ابهام، «تصمیمسازی» کنند.
۲. شتابدهی به چرخه OODA: در جنگهای ترکیبی آینده، پیروز میدان کسی است که سریعتر مشاهده، جهتگیری، تصمیمگیری و اقدام کند. اتصال این فناوری به پروژه JADC2، با هدف حذف «مه جنگ» (Fog of War) و ایجاد شفافیت ادراکی برای فرماندهان در کسری از ثانیه است.
۳. سپر دفاعی در برابر جنگ ترکیبی: با توجه به تمرکز پلیسنتری بر «پشتیبانی تصمیم» و «یکپارچهسازی دادهها»، این ابزارها احتمالاً برای شناسایی و خنثیسازی تهدیدات در «منطقه خاکستری» (جایی که مرز بین صلح و جنگ و حقیقت و دروغ مخدوش است) به کار گرفته خواهند شد.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 «گذار از طلای سیاه به شبکههای عصبی؛ خیز ۱.۲ میلیارد دلاری ریاض برای دستیابی به "حاکمیت محاسباتی"»
🔹 در حاشیه اجلاس داووس و در اقدامی که نشاندهنده تغییر دکترین استراتژیک عربستان سعودی است، صندوق زیرساخت ملی این کشور (Infra) و شرکت هوش مصنوعی «هومین» (Humain)، توافقنامهای ۱.۲ میلیارد دلاری امضا کردند. هدف: توسعه زیرساختهای حیاتی هوش مصنوعی و دیتاسنترها.
🔹 دادههای کلیدی قرارداد:
▫️ تزریق سرمایه هوشمند: تأمین مالی برای احداث ظرفیت ۲۵۰ مگاوات دیتاسنتر هوش مصنوعی.
▫️ بازیگر پشت پرده: شرکت «هومین» که سال گذشته تأسیس شد و تماماً متعلق به صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF) است، بازوی اجرایی این طرح است.
▫️ اهداف بلندپروازانه: هدفگذاری برای رسیدن به ظرفیت حیرتانگیز ۶ گیگاوات تا سال ۲۰۳۴ و همکاری با غولهایی نظیر xAI (ایلان ماسک) و AirTrunk.
🔺چرا این خبر در "جنگ شناختی" مهم است؟
این سرمایهگذاری صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر موازنه قدرت در لایههای زیرین فناوری است:
۱. قدرت محاسباتی به مثابه بازدارندگی نوین: در عصر هوش مصنوعی، «زیرساخت پردازشی» حکم زرادخانههای اتمی قرن بیستم را دارد. عربستان با هدفگذاری ۶ گیگاواتی، میخواهد به «هاب پردازش منطقه» تبدیل شود. این یعنی دادههای منطقه در سرورهای ریاض پردازش خواهند شد؛ و در جنگ شناختی، «کسی که پردازش میکند، روایت را میسازد.»
۲. استقلال در لایه سختافزار شناختی: وابستگی به سرورهای خارجی برای پردازش مدلهای هوش مصنوعی، پاشنه آشیل امنیت ملی کشورهاست. این حرکت ریاض، تلاشی برای ایجاد یک «دژ دیجیتال» است تا در صورت بروز بحرانهای جهانی، شریانهای حیاتی تصمیمسازی هوشمند آن قطع نشود.
۳. پلتفرمسازی برای نفوذ نرم: طرح ایجاد پلتفرم سرمایهگذاری مشترک برای جذب سرمایهگذاران جهانی، یعنی گره زدن منافع اقتصادی غرب به زیرساختهای شناختی عربستان. این درهمتنیدگی، نوعی «سپر امنیتی» در برابر فشارهای سیاسی ایجاد میکند.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 «فرمانروایی بر الگوریتم؛ گام بلند امارات برای دستیابی به "حاکمیت شناختی" با رونمایی از K2 Think V2»
🔹 کنسرسیومی متشکل از G42، شرکت Cerebras و دانشگاه هوش مصنوعی محمد بن زاید (MBZUAI)، از مدل K2 Think V2 رونمایی کردند؛ یک سیستم استدلال پیشرفته (Reasoning System) با ۷۰ میلیارد پارامتر که قلب تپنده استقلال دیجیتال ابوظبی محسوب میشود.
🔹 چرا K2 Think V2 یک نقطه عطف است؟
▫️ شفافیت ۳۶۰ درجه (Open End-to-End): برخلاف بسیاری از مدلهای مدعی، این پروژه تمام مراحل از دادههای پیشآموزش تا فرآیندهای پسآموزش و همراستایی استدلالی را بهصورت متنباز ارائه کرده است.
▫️ استدلال در هسته (Reasoning-First): این مدل صرفاً یک لایه روی مدلهای قبلی نیست، بلکه قابلیت استدلال زنجیرهای (Chain of Thought) در معماری اصلی آن نهادینه شده است تا مسائل پیچیده ریاضی، منطق و کدنویسی را با دقت انسانی حل کند.
▫️ پاکسازی داده (Decontamination): استفاده از مجموعهداده اختصاصی Guru برای اطمینان از اینکه مدل صرفاً پاسخها را حفظ نکرده، بلکه واقعاً «فکر» میکند.
🔺عبور از "جعبه سیاه" به سمت "حاکمیت ادراکی"
رونمایی از این مدل را باید در چارچوب نبرد برای کنترل جریان فکر و منطق تحلیل کرد:
۱. شکستن هژمونی روایتهای وارداتی: مدلهای زبانی بزرگ (LLM) حامل ارزشها و جهتگیریهای فرهنگی سازندگانشان هستند. امارات با بومیسازی کامل فرآیند استدلال در K2 Think V2، در واقع در حال ساخت یک «سیستم عامل ادراکی» است که از نظر سیاسی و فرهنگی به بازیگران خارجی وابسته نیست.
۲. سلاح استدلال در منطقه خاکستری: قدرت این مدل در حل مسائل پیچیده و شبیهسازی منطقی، ابزاری قدرتمند برای پیشبینی سناریوهای امنیتی و مقابله با عملیاتهای فریب (Deception) است. سیستمی که بتواند گامبهگام استدلال کند، کمتر در تلههای شناختی و «توهمات هوش مصنوعی» گرفتار میشود.
۳. شفافیت به مثابه ابزار اعتماد (Strategic Trust): در جنگ شناختی، "اعتبار" (Credibility) دارایی اصلی است. رویکرد «متنباز کامل» امارات، پاسخی است به پنهانکاری شرکتهای آمریکایی (مانند OpenAI)؛ هدفی که به دنبال جذب نخبگان جهانی و ایجاد یک قطب جدید قدرت علمی در قلب خاورمیانه است.
این مدل، پیامی روشن به جهان است: امارات دیگر صرفاً مصرفکننده «عقل هوشمند» نیست، بلکه به دنبال تعریف قواعد بازی در لایه «منطق و استدلال» است.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 «پیمان سیلیکا؛ ظهور محور واشینگتن-ابوظبی برای کنترل اعصاب دیجیتال جهان»
🔹 یازدهمین دور گفتگوهای سیاست اقتصادی آمریکا و امارات (EPD) در ابوظبی، فراتر از یک نشست تجاری، سندی برای «ادغام زیرساختی و شناختی» دو کشور بود. جایی که وعده سرمایهگذاری ۱.۴ تریلیون دلاری امارات، با تکنولوژیهای فوقپیشرفته آمریکایی گره خورد.
🔹 نقاط عطف راهبردی نشست:
▫️ اعلان Pax Silica: امارات رسماً به اعلامیه «پاکس سیلیکا» پیوست؛ پروژهای برای ایجاد زنجیره تأمین امن و نوآورانه در حوزه تراشهها و زیرساختهای هوش مصنوعی.
▫️ بزرگترین کمپ هوش مصنوعی: پیشرفت پروژه پردیس ۵ گیگاواتی AI در امارات (بزرگترین مرکز خارج از خاک آمریکا) که قرار است موتور محرک پردازشهای سنگین در منطقه باشد.
▫️ صادرات نیمههادیهای حساس: نهاییسازی صادرات تراشههای پیشرفته AI به امارات تحت «تدابیر امنیتی ارتقایافته» که نشاندهنده اعتماد بیسابقه امنیتی واشینگتن به ابوظبی است.
🔺دیپلماسی سیلیکون و بازدارندگی شناختی
این حجم از همکاری در لایههای فوقانی تکنولوژی، حامل پیامهای مهمی در حوزه جنگ شناختی است:
۱. ایجاد "سپر یکپارچه داده": با ادغام زیرساختهای ابری (Cloud) و معماری AI، امارات عملاً به بخشی از اکوسیستم امنیتی آمریکا تبدیل میشود. این یعنی «حاکمیت دادهها» در خاورمیانه به سمت یکپارچگی با استانداردهای غربی حرکت میکند تا از نفوذ رقبایی چون چین جلوگیری شود.
۲. کریدور IMEC؛ رگ حیاتی انتقال روایت: تأکید بر کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) صرفاً برای انتقال کالا نیست. این یک مسیر انتقال «اطلاعات و نفوذ» است. تقویت ظرفیتهای ریلی و بندری در این مسیر، همزمان با توسعه AI، به معنای تسلط بر شریانهای فیزیکی و مجازی است که ذهنیت بازارهای جهانی را شکل میدهند.
۳. مدیریت نفوذ از طریق "سرمایهگذار شناختهشده" (Known Investor): استقبال امارات از برنامههای خزانه داری آمریکا (CFIUS)، نشاندهنده تمایل به شفافیت کامل در برابر واشینگتن در ازای دریافت «برتری تکنولوژیک» است. این یک معامله بزرگ است: «داده و شفافیت در برابر قدرت محاسباتی.»
این اتحاد، امارات را به «هابِ ترجمه و پردازش» فناوریهای غربی برای جهان عرب و شرق تبدیل میکند؛ جایگاهی که قدرت مانور شناختی این کشور را در قرن ۲۱ به بینهایت میرساند.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت