دشمن فکر میکرد با ریختن خون روی نیمکتها، نسل غیرت رو تو این کشور خشک میکنه، اما نمیدونست خونی که به ناحق تو مدرسه بریزه، هزاران سرو ایستاده جوونه میزنه. عهدی که امروز این دست کوچیک میبنده، امضای انتقام و ایستادگی همون شهدای غریبیه که هنوز صدای خندههاشون در خرابهی مدرسه میناب میپیچه.
گوش کن، داره میگه آروم بخوابید رفیقهای ندیدهی من. قلمی که از دست شما افتاد رو من برداشتم و راهی که شما با خونتون باز کردید رو من با قدمهام ادامه میدم(:
#سهم_ما_در_امتداد_خط_سرخ_مقاومت
@Mim_3ad
دلم میگیره از این لبخندهای نقاشیشده و بیروحی که تا بناگوش چهرههای مجریهای صداوسیما کشیده شده. فقط امیدوارم بعد این آتشبس همین لبخندهای ماسیده، جاش رو به رجزخوانیهای پرالتهاب برای ترور اماممون نده که یکبار رکب این آتشبسهای موقت رو خوردیم.
لعنتتتتتتت به دنیایی که در هوای اون، هنوز سینه خصم آمریکا پر و خالی میشه و سایه شومش بر زمین سنگینی میکنه.
میم صاد
دلم میگیره از این لبخندهای نقاشیشده و بیروحی که تا بناگوش چهرههای مجریهای صداوسیما کشیده شده. ف
تو این روزای عجیب که داریم میگذرونیم، هیچ چیز به اندازه طوفان احساسات نمیتونه ما رو از مسیر حق منحرف کنه. باید مراقب باشیم که شادیها از اعلام پیروزی و عصبانیت و خشم و ناراحتی زودگذر و بیاندازه از آتشبس که بعضا داریم، جایگزین بصیرت و آگاهی این ملت همیشه همراه نشه. چون همیشه جولان دادن به هیجانات کنترلنشده، کوتاهترین راه برای شکسته.
میم صاد
با ولایت الهیه استاد یه مقدار ممکنه رگهای مغر از هم گسسته بشه ولی میارزه به افق فکری وسیع بعدش. بر
تو این زمانه پیشنهاد میکنم
ولایت الهیه آیتالله میرباقری رو بخونید.
امروز در اربعین پروازت، دلم میخواست تمامقد برات گریه کنم. دلم میخواست به وسعت تموم این چهل روز جانکاه برات زار بزنم. اما نشد آقاجانم. داغ تو گاهی چنان سنگینه که اشک هم در برابرش کم میاره و بغض در گلو گره میخوره. ای عزیز سفرکرده ما اشکهامون رو پنهان کردیم تو به بزرگی نگاهت، این دویدنهای بیرمق و این بهظاهر مجاهدتهای دستوپاشکستهی ما رو، به جای تموم مرثیههایی که برات نخوندیم، بپذیر❤️🩹
چشم میدوزم به این تابوتهای پرچمپیچ و تموم وجودم یه تمنای پنهان میشه. با خودم میگم یعنی میشه پایان این دویدنهای خستهکننده، آغوش تابوتی باشه که با این پرچم سهرنگ آروم گرفته؟ میشه مهر آبرومند شهادت بخوره پای این زندگی ناچیز و قرعهی این عاقبتبهخیری عظیم هم به نام من بیوفته؟🥺
@Mim_3ad
سهم روزهامون دویدنه و به دوش کشیدن بار این مسیر، تا مبادا جای خالی رفتهها حس بشه اما امان از شبها که سنگر چشمها فرو میریزه و اشکها بیمحابا روی بالین سر باز میکنه. این گریههای شبونه، تاوان بزرگ شدن ماست.
داغ نبودنش، مثل تیشهای بر سنگ سخت، داره دیوارههای روحمون رو میتراشه تا وسعت پیدا کنه. انگار خدا با هر غمی که بر سینه میذاره، تابآوریمون رو برای روزهای سختتر و رسالتهای سنگینتر صیقل میده. ما در کورهی این داغها داریم قد میکشیم.
@Mim_3ad