حس میکنم..... حرفایی که میزد. انگار خودم جای اون زندگی کرده بودم.
اشارهای که داشت... عذرخواهی و شوخیش...
حسرت و شادیش...
...
...
...
https://eitaa.com/Shion_S/1492
اینکه به خودش نگیره حالا کمآزارترین حالت ممکنشه دیگه... فوقش میگی «من که گفته بودم». یا یه اشارهای بهش میکنی و این حرفا.
اونا..... هه هه......
نه خب، به نظرم اونا همه جا سخته. توی پیوی هم سخته. توی گروه سختتر. توی دیلی غیرممکن میشه.
کلا وقتی بحث یه گروه دوستی میاد وسط یا زمانی که چند نفر باهم خیلی نزدیکن یا خیلی مچ میشن... دیگه نمیشه آنچنان نزدیک شد.
کلا در اون فضا حس اضافه بودن میکنه آدم.
همین..... یه جورایی باعث میشه کانال/دیلی بهتر باشه از این جهت آخر...
حداقل برای منی که معمولا حرفامو میذارم به حساب شنیده نشدن و فقط میگمشون.
میدونم مهم نیست؛ ولی اینجوری هم نیست که جایی نباشه.
https://eitaa.com/Shion_S/1512
هوم...... نداره به نظرم.
هر چقدر هم که صمیمی و خوب به نظر بیاد؛ آخرش میبینی اشارات و شوخیهای بینشون مال خودشونه. مخصوص خودشون.
وقتی یه گروه باهم خاطرهی زیادی ساخته باشن، تنها چیزی که وسط اونا از آدم دیده میشه و هست، یه جور شبح ئه.
و اینکه توی دوستات تجربهاش میکنی.....
اشکال نداره..... امیدوارم این حس گذرا باشه و به حالت قبل برگردی.....
الان که دارم فکر میکنم.....
دیلی یه جورایی انتظاراتی هم در آدم ایجاد میکنه که میخوای متقابل باشه.
مثلا تو چیزی میذاری و طرف چیزی میفرسته. هر دو انتظار پاسخ/واکنش دارین اما کی قراره اونو بهتون بده؟؟ معلوم نیست.....
همیشه هم دلایل بدی نداره.
گاهی به سادگی اورثینک زیاد کرده طرف و مطمئن نبوده چی باید بگه.
یا فکر میکرده بقیه ممکنه واکنش مناسبتری از اون بدن، پس چیزی نگفته.
یک داستان کوچکی در زنلس هست که به شکل یه داستان بچگانه نوشته شده.....
و خیلی دوست داشتم بفرستمش؛ پس...😔👈🏻👉🏻