#قصه
#قصه_شب
این داستان
#دوستی_گوزن_و_زرافه
🐾🌳دوستی گوزن و زرافه🌳🐾
سر ظهر بود و توی باغ وحش، حیوانات در حال استراحت بودند و آروم با هم حرف می زدند.
فیل 🐘 گفت این قفس خالی برای کیه؟🧐
گوزن 🦌 گفت :حتما برای یک حیوون خیلی بزرگه. چون قفسش از قفس من بزرگتره.
خرس 🐻گفت هر کی باشه من ازش بزرگترم اینو یادتون نره.
شیر 🦁غرشی کرد و گفت: چقدر حرف می زنید. 😒 ساکت باشید 🤐 بگذارید یک ساعت بخوابم😴.
از صبح، تماشاچیا خیلی خسته ام کردند.
ناگهان در باغ وحش باز شد و آدمها با یه حیوون جدید اومدن.
اونا یه زرافه 🦒 با خودشون آورده بودن.
زرافه وارد قفس خالی شد. نگاهی👀 به خرس و شیر و گوزن و فیل انداخت.
فیل از دیدن زرافه خوشحال شد. 😄چون زرافه حیوان بی آزاری بود.
خرس از دیدن زرافه خوشحال شد😁 چون می دونست که زور💪 خودش از زرافه بیشتره.
شیر🦁 هم از دیدن زرافه خوشحال شد 😀چون می دونست زرافه با گردن بلندش توجه تماشاچیا رو بیشتر به خودش جلب می کنه و اون بیشتر می تونه استراحت کنه.😴
اما گوزن از زرافه خوشش نیومد. 😒اون با خودش فکر کرد 🧐
زرافه ممکنه با بقیه انقدر دوست بشه که دیگه کسی به اون توجه نکنه وبا اون دیگه دوست نباشه.
گوزن، مدتی با زرافه بد رفتاری کرد.😞
اصلا خوص رفتاری نمیکرد، با زرافه حزف نمیزد. حتی تو قفس زرافه هم نمیرفت.
گوزن قصه ی ما تنها شده بود.
اخه گوزن حسودی میکرد😤
بقیه ی حیوانات به گوزن گفتند : گوزن حسادت کار بدیه، با زرافه دوست شو، اون خیلی مهربونه.
یه کم که گذشت گوزن قصه ی ما فهمید که حسادت خیلی کار بدیه و از اون ببعد
با زرافه دوست شد و با هم مهربون بودند.
❓بچهها ما از این قصه چی یاد گرفتیم 🧐🧐🧐
#رسانه_تنها مسیر
#شش_تا_هفت_سالگی
🦋❁.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•´¨*•.¸¸.•¸¸.••.¸¸
@tavalodtahaftsaleghey
.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•❁🦋
🔙۲۸۶🔜