هدایت شده از ماهشبتارم!☽
🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱
🌸🌱🌸🌱🌸🌱
🌱🌸🌱🌸🌱
🌸🌱🌸🌱
🌱🌸🌱
🌸🌱
🌱
#پـاࢪتپنجاهونهم✋🏻🍃
#ࢪمـانآیــہ🌸🌱
چراغو میچرخونم و اطرافمو نگاه میکنم...
من توی انباریم...
جز خرت و پرت هیچی اینجا نیست...
البته بماند که یه طرفش کلا منبع مواد غذاییه و پر از برنج و روغن و...
البته به قدری که معلومه برای مصرف شخصی اربابشون استفاده میشه...
پس بازم میگردم دنبال در که یه در دیگم پیدا میکنم و دستگیره ی اونم فشار میدم...
قفله...
حتما همه از در پشتی وارد اینجا میشن و دری که به داخل کاخ راه داشته باشرو قفل کردن...
ولی باید کلیدش همینجاها باشه...
دور و اطرافو خوب میگردم تا اینکه بالاخره بالای چهار چوب در پیداش میکنم...
درو باز میکنم...
یه راهروی طولانیه...
با فرش قرمز و کاغذ دیواری و چراغ دیواریای سلطنتی...
چراغ قوه ی گوشیمو خاموش میکنم و میزارمش تو جیبم...
بعدم راه میفتم تا ببینم این راهرو تهش چیه...
بعد از اینکه کل راهرورو طی کردم به سمت چپ میپیچم و بعد از گذروندن یه راهروی کوتاه به یه در دیگه بر میخورم که بالاش شیشه داره...
فوری سرمو خم میکنم تا اگر کسی پشت شیشست منو نبینه...
ادامہ داࢪد...✨🌿
مبتـلا بـہ حࢪم🚶🏻♀
🌱@Mobtala_Be_Haramm🌱
🌱
🌸🌱
🌱🌸🌱
🌸🌱🌸🌱
🌱🌸🌱🌸🌱
🌸🌱🌸🌱🌸🌱
🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱