فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥افروز، قهرمان پاراالمپیک: مدالم را تقدیم به رهبر عزیزم، مردم کشورم و خانوادهام میکنم.❤️
@Modafeaneharaam
مراسم استقبال و وداع با پیکر مطهر شهید مدافع حرم جانباز شیمیایی محمد نوروزی،🌹 ساعت 9 شب 11 شهریور 1400 در حسینیه کانون شهید سبحانی کرج برگزار میشود.
مراسم تشیع و تدفین پیکر مطهر این شهید بزرگوار روز جمعه 12 شهریور 1400 از کنار مزار شهدا گمنام کانون شهید سبحانی کرج به صورت خودرویی تشیع و تدفین خواهد شد.✅
جانباز شیمیایی مدافع حرم «محمد نوروزی»، بامداد چهارشنبه 9 شهریور به دلیل جراحات ناشی از مجروحیت شیمیایی در سوریه به شهادت رسید.😔
شهید محمد نوروزی متولد 1358 در قزوین بود، او بیش از چهار سال در دفاع از حرم اهل بیت (ع) داوطلبانه در جبهه مقاومت حضور داشت و با تروریستهای تکفیری جنگید، این رزمنده مقاومت در عملیاتهای مختلفی همچون آزادسازی بوکمال، آزادسازی حلب، آزادسازی حومه ادلب و آزادسازی تدمر حضور داشت.✌️
شهید نوروزی طی نبرد مجاهدانه خود در جبهه مقاومت، دچار مجروحیت شیمیایی شده و سالها به نام جانباز مدافع حرم شناخته میشد که نهایتاً به دلیل شدت عارضه شیمیایی در سوریه آسمانی شده و به یاران شهیدش پیوست.💔
شهادتت مبارک🌹
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
2⃣(بخش دوم)
صوت ضبط شده از #شهید_علی_بیات در #سوریه 😭😭
(این صوت در جلسات برگزار شده در سوریه ضبط شده است)
@Modafeaneharaam
📝 #برشی_از_کتاب "حماسه کاوه":
📍با کسی عقد اخوت نبستم!
محمود گفت: «تو پادگان خیلیها میدونند که او برادر خانم منه.»
گفتم: «اینکه دلیل نمیشه چون برادر خانم فرمانده تیپه، مرخصی اضطراری نره!»😕
گفت: «چند روز دیگه عملیات داریم. اگر رفت و کارش طول کشید و به عملیات نرسید، ممکنه تو ذهن بعضیها این پیش بیاد که کاوه، موقع عملیات، برادر خانمش رو فرستاد مرخصی تا سالم بمونه.»😞
خواستم یکجوری راضیاش کنم تا اجازه دهد حسن برود و زود برگردد: برای همین کفتم: «خودم ضمانتش رو میکنم که به عملیات برسه.»❗️
ناراحت گفت: «من با کسی عقد اخوت نبستم! دوست هم ندارم که اعتقاداتم به خاطر همچین کارهایی دچار لغزش بشه.»✅
شهید محمود کاوه🌹
#سالروز_شهادت
@Modafeaneharaam
5.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 تیزر/ مستند "تا آخرین نفس"
جدیدترین اثر مرکز رسانه فاطمیون✌️
تهیه کننده: ساسان فلاحفر
کارگردان: عباس وهاج
● روایتی از سالهای مجاهدت شهید سید احمد قریشی🌹 در ایران و سوریه
● فردا / جمعه 12 شهرویور 1400
*پخش ساعت 12 ظهر*
*بازپخش ساعت 23*
از شبکه افق سیما
@Modafeaneharaam
#خبر_فوری
📸اولین روز کاری شهردار جدید تهران از معراج شهدا
دکتر زاکانی پس از دریافت حکم شهرداری تهران ، اولین روز کاری خود را با زیارت شهدای تازه تفحص شده در معراج شهدای تهران آغاز کرد.✅
با تلاش ستاد تفحص شهداپیکر مطهر دو شهید دفاع مقدس روز گذشته در شرق دجله کشف شد💔
💐شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
@Modafeaneharaam
16.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اختصاصی
🎥کشف پیکرهای مطهر 3 شهید دوران دفاع مقدس در آستانه شهادت حضرت امام سجاد ع
💠امروز گروههای تفحص شهدا با توسل به حضرت زینب کبری س موفق شدند پیکرهای مطهر 3 شهید دوران دفاع مقدس را در منطقه شرق دجله عراق تفحص نمایند 💔
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 رئیس جمهور: پیام شهدا پیام خداخواهی، ایستادگی در برابر دشمنان و خدمت به مردم است✌️
آیتالله رئیسی:
🔹️همواره باید نسبت به شهدا که صاحبان حق بر گردن ما هستند ادای احترام کنیم.
🔹این شهیدان بدون تردید نقش مهمی در برقراری امنیت منطقه داشتند.✅
🔹️رئیس جمهور عصر امروز با حضور بر مزار شهدای گمنام و حوادث تروریستی در چابهار، ضمن قرائت فاتحه، به مقام شامخ این عزیزان ادای احترام کرد.🌹
@Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
❤️(هوالعشق)❤️ #رمان_تنها_میان_داعش 🌹#قِسمَت_چِهِل_و_سِوم🌺 فیلم چند ثانیه بیشتر نبود و همین چند ث
❤️(هوالعشق)❤️
#رمان_تنها_میان_داعش
🌹#قِسمَت_چِهِل_و_چهارُم🌺
شاید داعشیها خمپارهباران کور میکردند، اما ما حقیقتاً کور شدیم که دیگر نه خبری از برق بود، نه پنکه نه شارژ موبایل. گرمای هوابهحدی بود که همین چند دقیقه از کار افتادن پنکه، نفس یوسف را بند آورده و در نور موبایل میدیدم موهایش خیس از عرق به سرش چسبیده و صورت کوچکش گل انداخته است. البته این گرما، خنکای نیمه شب بود، میدانستم تن لطیفش طاقت گرمای روز تابستان آمرلی را ندارد و میترسیدم از اینکه
علی اصغر کربلای آمرلی، یوسف باشد. تنها راه پیش پای حلیه، بردن یوسف به خانه همسایهها بود، اما سوخت موتور برق خانهها هم یکی پس از دیگری تمام شد. تنها چند روز طول کشید تا خانههای آمرلی تبدیل به کورههایی شوند که بیرحمانه تنمان را کباب میکرد و اگر میخواستیم از خانه خارج شویم، آفتاب داغ تابستان آتشمان میزد. ماه رمضان تمام شده و ما همچنان روزه بودیم که غذای چندانی در خانه نبود و هر یک برای دیگری ایثار میکرد. اگر عدنان تهدید به زجرکش کردن حیدر کرده بود، داعش هم مردم آمرلی را با تیغ تشنگی و گرسنگی سر میبرید. دیگر زنده ماندن مردم تنها وابسته به آذوقه و دارویی بود که هرازگاهی هلیکوپترها در آتش شدید داعش برای شهر میآوردند. گرمای هوا و شورهآب چاه کار خودش را کرده و یوسف مرتب حالش به هم میخورد، در درمانگاه دارویی پیدا نمیشد و حلیه پا به پای طفلش جان میداد. موبایلها همه خاموش شده، برقی برای شارژ کردن نبود و من آخرین خبری که از حیدر داشتم همان پیکر مظلومی بود که روی زمین در خون دست و پا میزد. همه با آرزوی رسیدن نیروهای مردمی و شکست محاصره مقاومت میکردند و من از رازی خبر داشتم که آرزویم مرگ در محاصره بود؛ چطور میتوانستم آزادی شهر را ببینم وقتی ناله حیدر را شنیده بودم، چند لحظه زجرکشیدنش را دیده بودم و دیگر از این زندگی سیر بودم. روزها زخم دلم را پشت پرده صبر و سکوت پنهان میکردم و فقط منتظر شب بودم تا در تنهایی بستر، بیخبر از حال حیدر خون گریه کنم. اما امشب حتی قسمت نبود با خاطره عشقم باشم کهداعش دوباره با خمپاره بر سرمان خراب شد. در تاریکی و گرمایی که خانه را به دلگیری قبر کرده بود، گوشمان به غرّش خمپارهها بود و چشممان هر لحظه منتظر نور انفجار که اذان صبح در آسمان شهر پیچید.
#اِدامه_دارَد...🌸
@Modafeaneharaam