eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
30.1هزار دنبال‌کننده
35.8هزار عکس
16.7هزار ویدیو
333 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟 گزارش تصویری محفل انس با قرآن کریم در اولین روز از ماه مبارک رمضان با حضور رهبر انقلاب اسلامی. ۱۴۰۴/۱۱/۳۰ 🌙 🔍 از اینجا ببینید👇 farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62699
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌟 محفل انس با قرآن کریم در اولین روز از ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان این دیدار خطاب به قاریان قرآن فرمودند: ✏️ بسیار عالی بود، بسیار خوب بود، استفاده کردیم. ان‌شاء‌الله که همیشه با قرآن محشور باشند همه‌ی این [قاریان] و همه‌ی شما ان‌شاء‌الله، و روز به روز این نهال قرآنی رشد بیشتری کند. والسّلام علیکم و رحمة‌الله. ۱۴۰۴/۱۱/۳۰ 🌙 💻 Farsi.Khamenei.ir
مدافعان حرم 🇮🇷
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بی‌قرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 2
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم قسمت 3⃣2⃣2⃣ پشت بیسیم مدام تقاضای کمک و پشتیبانی می‌کردیم. مدتی که گذشت دو تا ماشین برای کمک آمدند اما زیر دید و تیر شدید دشمن، زمینگیر و سوراخ سوراخ شدند. سید ابراهیم هم همراه حاج حسین و عده ای از بچه ها در خانه ای که در آن مستقر بودند زمینگیر شده و تعداد زیادی شهید و مجروح داده بودند. کربلایی به پا شده بود! به دستور سید ابراهیم، از مواضع و سنگرهای بچه ها سرکشی می کردم و توصیه های لازم را بهشان می‌کردم. چشمم که به شهدا و مجروحان می افتاد، شرمنده می‌شدم؛ شرمنده از اینکه نمی‌توانم کاری برای آنها انجام بدهم. فقط مقاومت می کردیم، بلکه روزنه امیدی باز شود. روز میلاد آقا امام محمد باقر علیه السلام بود و بچه های مان یکی یکی با لب تشنه پرپر می‌شدند. تیربارهای مان مهمات نداشت هر نفر کمتر از یک خشاب تیر کلاش داشت. من هم که شب قبل به جای سرامیک‌های ضد گلوله هشت تا خشاب اضافه برداشته و تو جیب جلیقه ام گذاشته بودم در مجموع سیزده خشاب داشتم که حدود هشت تایش را زده بودم و پنج تای باقی مانده را می‌خواستم به حاج حسین و سید برسانم. از بچه ها خداحافظی کردم. بچه ها گفتند: « نرو تک تیراندازای دشمن شما رو میزنن! » توجهی نکردم و با سرعت به سمت سید و حاجی دویدم. در فاصله حدود سیصد متری در حدفاصل صد متر اول، با توجه به اینکه جاده در خط المدمر قرار داشت و از دید و تیر دشمن در امان بود، خطری متوجهم نشد. از خط القعر که گودترین محل آن منطقه بود در آمدم و در مسیر و دید دشمن قرار گرفتم. آنجا تازه فهمیدم در چه مخمصه‌ای گیر افتاده ام. از چند جهت تیر آمد. به قدری آتش شدید بود که هر لحظه منتظر این بودم با گلوله ای روی زمین بیفتم. به قدری گلوله دور و اطرافم روی زمین می نشست که خاک هایش به سروصورتم می‌پاشید. احساس می‌کردم نامردها هر چه مهمات دارند می خواهند روی سر من خالی کنند. ⬅️ ادامه دارد.... @Modafeaneharaam
ختم به نیت🔰 💔 هدیه به حضرت زهرا (سلام الله علیها) و مولا امیرالمومنین علیه السلام و برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)🌺 به امید نابودی دشمنان جنایتکار آمریکای ملعون و اسراییل کودک کش🤲🏻 مهلت: تا فردا شب ساعت۲۱ تعداد صلواتهای خود را به آیدی زیر بفرستید👇 @Shahidhemattt