eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
33.6هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
12.6هزار ویدیو
293 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
مدافعان حرم 🇮🇷
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 #خاطرات_دفاع_مقدس* #نویسنده_محمد_محمودی* #گلابی_های_وحشی #قسمت_شصت_س
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 * * از این ور نهر یکی از نوع هایش را که حمید بود صدا کردیم و علت گریه را پرسیدیم. حمید گفت: یکی از بزها مرده است. پیرزن و بچه ها برای بزغاله عزا گرفته بودند به گونه ای زاری میکردند که انگار جوانی مرده است. جو حضور مستمر در خطوط مرزی کمبود امکانات در سرمای زمستان و گرمای تابستان حال و حکایت خود را داشت کمتر ظهری بود که ناهار ساعت دو عصر برسد. گاهی به ساعت چهار پنج عصر هم می.کشید شام را حدود ساعت یازده دوازده می آوردند و امکانات خنک کننده و گرمایشی بسیار محدود بود. یک روز به اتفاق تعدادی از دوستان به دیدن پل بعثت .رفتیم پل بعثت از شاهکارهای مهندسی جنگ بود وقتی به محل پل ،رسیدیم با مشاهده پل به کلی متحیر شدم این پل بعد از عمليات والفجر ۸ و سقوط شهر بندری و استراتژیک فاو ،عراق برای دسترسی آسان یگانها به کرانه خودی و همچنین سهل الوصول بودن برنامه های تاکتیکی توسط مهندسی جنگ ساخته شد پل به وسیله لوله های فلزی که روی هم گذاشته بودند خساحل فاو را به اروند کنار متصل می.کرد در عمق ،سی چهل متری آب و عرض بیش از صد متر آن قدر لوله روی هم چیده شده بود تا پلی محکم ساخته و آماده شده بود. بر روی پل بیش از یک متر آسفالت ریخته بودند وقتی که به دیدن پل رفتیم عراقی ها از آن سو و شرکتهای ایرانی از این سو سرگرم جمع آوری لوله ها و تخریب پل بودند. کاش آن پلها هیچگاه تخریب و جمع آوری نمیشد! در حقیقت پل بعثت تجسمی از ،خلاقیت ،ابتکار سرعت عمل و اعتماد به نفس آریایی ها و مسلمانان تمدن ساز آریایی .بود اگر این امکان وجود داشت که پل بعثت برای همیشه میماند در نوع خود دیدنی و کم نظیر بود اما به دلیل مسدود شدن راه کشتیرانی در اروند امکان حفظ و نگهداری در سر گذاشتند و پل بعثت وجود نداشت. وقتی که دو جرثقیل یکی از این سو و دیگری از طرف عراقیها یکی یکی لوله ها را از دل آب بالا میآورد صحنه برایم حزن انگیز بود. خط عراق دکل دیدبانی یک صدمتری مشهور ،عراق، هنوز خودنمایی میکرد و قدمگاه عدنان خیرالله فرمانده سپاه سوم عراق و از چهره های کلیدی حزب بعث نیز پیدا بود ردیف های هشت پری و خورشیدی و سیم های خاردار فرشی و حلقه ای ساحل اروند را پوشانده بود . همان موانعی که رزمندگان اسلام در عملیات والفجر هشت در ساعت ده و سی دقیقه شب در اندک مدتی آن موانع را پشت سر گذاشتیم. صبح همان شب در کوچه پس کوچه های شهر فاو به تعقیب بعثیون پرداختند. دست توانمند خدای متعال همه موانع و معابر را در هم شکست و فردای شب عمليات والفجر هشت بعثیونی که نه به امید خدا بلکه به امید این موانع در لانه های خود خفته ،بودند یا به هلاکت میرسیدند و یا به اسارت چقدر زیبا و دیدنی بود .روایت این دیار که هر گوشه ای از آن حکایت راد مردی بیباکی چالاکی، گذشت، ایثار و ابتکار جوانان مرز و بوم ایران زمین را نقل میکرد و یاد آنها را تداعی میکرد نقل همه آن چه را که در این روزگار بعد از جنگ با چشم خود دیدیم و با تمام وجود با مشکلات آن دست و پنجه نرم کردیم در این کتاب نمیگنجد. با این همه جنگ پایان یافته بود ولی آلام و رنجهای آن برای قبیله من پایان نیافته بود. @Modafeaneharaam