مُهـجه .
حروف اطهر قرآن و نعل تازهی اسب چه خوب شد که نبوده است بر بدنها سر
تنش به معرکه
سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر
مُهـجه .
تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر
جدا شده است
و سر از نیزهها درآورده است
جدا شده است و
نیفتاده است از پا سر
مُهـجه .
جدا شده است و سر از نیزهها درآورده است جدا شده است و نیفتاده است از پا سر
صدای آیه کهف الرقیم میآید
بخوان! بخوان و مرا
زنده کن مسیحا سر
مُهـجه .
صدای آیه کهف الرقیم میآید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
بسوزد آن همه مسجد،
بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر
مُهـجه .
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام که آفتاب درآورد از کلیسا سر
عقیله، غصه و درد و گلایه را
به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل،
نه با زبان، با سر
مُهـجه .
عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟ به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر
دلم هوای حرم کرده است میدانی ؟
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
ذهنم
پر از جملات مقتل است !
پر از جملاتی که بغضشان
در گلویم نشست اما نشکست ..
ارباب ؟ می بخشی که با اینهمه
آشفته حالی به شب یازدهم رسیدم و نمردم برایت ؟
می بخشی؟! ..
کُنتَ رَبِیع الايتامِ وَ عِصمَة الأَنَامِ..
تو بهار یتیمان و پناهگاه مردمی :)
#ناحیه_مقدسه