مُهـجه .
دخترم گریه ی تو پشت مرا می شکند بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند
چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه
بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند
مُهـجه .
چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند
تا که نشکسته ای از غصه کمی راه برو
که قد و قامت تو زیر بلا می شکند
مُهـجه .
تا که نشکسته ای از غصه کمی راه برو که قد و قامت تو زیر بلا می شکند
باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا
حیف یک روز کسی دست تو را می شکند ..
مُهـجه .
باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا حیف یک روز کسی دست تو را می شکند ..
تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو
حرمت شیر خدا را همه جا می شکند
مُهـجه .
تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو حرمت شیر خدا را همه جا می شکند
کودکانت همه در پشت سرت می لرزند
که درِ خانه به یک ضربه ی پا می شکند
مُهـجه .
کودکانت همه در پشت سرت می لرزند که درِ خانه به یک ضربه ی پا می شکند
می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی
ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
مُهـجه .
می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
بس که دنبال علی روی زمین می افتی
دل جدا، سینه جدا، دست جدا می شکند
حسن لطفی
روضه ی رسول الله
روضه ی تنهایی علی ست
روضه ی بازوی شکسته است ..
روضه ی درد دل با چاه است ..
روضه ی فرق شکافته است
روضه ی پاره پاره ی جگر حجت خدا در تشت است ..
روضه دوره شدنِ حسین است ..
روضه ی آغاز دردهاست ..