مُهـجه .
باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا حیف یک روز کسی دست تو را می شکند ..
تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو
حرمت شیر خدا را همه جا می شکند
مُهـجه .
تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو حرمت شیر خدا را همه جا می شکند
کودکانت همه در پشت سرت می لرزند
که درِ خانه به یک ضربه ی پا می شکند
مُهـجه .
کودکانت همه در پشت سرت می لرزند که درِ خانه به یک ضربه ی پا می شکند
می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی
ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
مُهـجه .
می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
بس که دنبال علی روی زمین می افتی
دل جدا، سینه جدا، دست جدا می شکند
حسن لطفی
روضه ی رسول الله
روضه ی تنهایی علی ست
روضه ی بازوی شکسته است ..
روضه ی درد دل با چاه است ..
روضه ی فرق شکافته است
روضه ی پاره پاره ی جگر حجت خدا در تشت است ..
روضه دوره شدنِ حسین است ..
روضه ی آغاز دردهاست ..
مُهـجه .
روضه ی رسول الله روضه ی تنهایی علی ست روضه ی بازوی شکسته است .. روضه ی درد دل با چاه است .. روضه
درد جهل مردم ...
دردِ ناشکریه نعمتهایی تمام شده
_أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي .. _
مُهـجه .
می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
پیغمبری که یک عمر
غمخوار امت اش بود ؛
مزد رسالت او ،
سیلی به دخترش بود ..